موفقیت نامحدود 09389838402

تفاوت را احساس کنید همه چیز را میشه حل کرد امتحان کنید

موفقیت نامحدود 09389838402

یوسف سلطانلو
موفقیت نامحدود 09389838402 تفاوت را احساس کنید همه چیز را میشه حل کرد امتحان کنید

فراموش کردن گذشته‌های تلخ از ذهن

راهکارهایی برای فراموش کردن گذشته‌های تلخ از ذهن

 
 
 فراموش کردن گذشته‌های تلخ, راهکارهایی برای فراموش کردن گذشته‌
 
قبل از هرچیز باید با خودتان شفاف باشید و در مورد این موضوع به نتیجه‌ای روشن برسید كه فكر كردن در مورد گذشته و مرور تجربه‌های تلخ برای‌تان آزار‌دهنده است و مثل یك سم كشنده در دراز مدت شما را از پا خواهد انداخت.
راهکارهایی برای فراموش کردن گذشته‌های تلخ از ذهن
 
 
 فراموش کردن گذشته‌های تلخ, راهکارهایی برای فراموش کردن گذشته‌
 
قبل از هرچیز باید با خودتان شفاف باشید و در مورد این موضوع به نتیجه‌ای روشن برسید كه فكر كردن در مورد گذشته و مرور تجربه‌های تلخ برای‌تان آزار‌دهنده است و مثل یك سم كشنده در دراز مدت شما را از پا خواهد انداخت.
 
با جرات می‌شود گفت در همه جای دنیا كسی وجود ندارد كه تا به حال اتفاق و خاطره‌ای بد را تجربه نكرده باشد. همه ما تجربه‌های ناخوشایندی داشته‌ایم كه در گوشه‌ای از ذهن ما ثبت شده و هر ازگاهی مرور آن برای‌مان عذاب آور است.عده‌ای آن را به سرنوشت نسبت می‌دهند و عده‌ای همه اتفاقات را بازتاب رفتار خود انسان‌ها می‌دانند اما چیزی كه مهم است نحوه نگرش و برخورد ما با خاطره‌های تلخ است. یادآوری و تفكر در مورد خاطرات ناگوار گاهی تا آنجا پیش می‌رود كه انرژی و توانایی ادامه زندگی را از انسان سلب می‌كند و اینجاست كه بالاخره همه مان با این سوال روبه‌رو می‌شویم كه با این خاطرات تلخ چه باید كرد؟ اما ما راه رویارویی با خاطرات ناخوشایندتان را برای‌تان می‌گوییم.
 
با خودت روراست باش
قبل از هرچیز باید با خودتان شفاف باشید و در مورد این موضوع به نتیجه‌ای روشن برسید كه فكر كردن در مورد گذشته و مرور تجربه‌های تلخ برای‌تان آزار‌دهنده است و مثل یك سم كشنده در دراز مدت شما را از پا خواهد انداخت. باید از این وضعیت خسته شوید، خسته از غصه خوردن و فكر كردن و مرور تجربه‌های گذشته، خسته از احساس افسردگی و حسرت در مورد گذشته و بعد از این خستگی سودمند و به موقع، باید همه توانت را برای مقابله با این حس یك جا جمع كنی. تنها به این فكر كن كه همین الان درست همین الان دیگر نمی‌خواهی حسرت گذشته را بخوری و از داشتن حس افسردگی و ناراحتی به اندازه كافی خسته شده‌ای.
 
یك راهكار عملی و موثر
یك مكان دنج و راحتی را درنظر بگیرید و آنجا بنشینید. چشم‌های‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بكشید. به تاریكی پشت پلك‌تان توجه كنید و سعی كنید فضای تاریك را در مقیاسی بزرگ‌تر تصور كنید آنقدر كه سیاهی همه اطراف شما را احاطه كند. حالا یك تلویزیون را تصور كنید كه در مقابلتان قرار گرفته است و حتی‌الامكان این تلویزیون را قدیمی در نظرتان تجسم كنید چون شما در حال بازسازی اتفاقات گذشته‌تان هستید. بعد از این كار حادثه‌ای كه باعث دلخوری شما شده است را در صفحه تلویزیون خلق كنید و با دقت به آن نگاه كنید. شخصیت‌هایی كه هنگام به‌وجود آمدن آن حادثه تلخ وجود داشته‌اند را با جزئیات تصویرسازی كنید. صداها، رنگ‌ها و حتی بویی كه در آن لحظه حس كرده‌اید را از قلم نیندازید. بعد از این كار نوبت شماست.
 
فراموش کردن
سعی كنید با دكمه‌ای كه روی بدنه تلویزیون است (یادتان باشد كه تلویزیون شما از نوع قدیمی است و كنترل ندارد) صداها را كم و زیاد كنید. صداهایی كه باعث رنجش‌تان شده را كم و آن‌هایی كه حس خوبی به شما می‌دهد را زیاد كنید.  می‌توانید رنگ صورت یا لباس شخصیت‌هایی كه در این فیلم سینمایی خودساخته، باعث آزارتان شده است را كمرنگ تصویرسازی كنید. به‌تدریج شخصیت‌ها را حذف كنید و حتی می‌توانید نوع جملات آن‌ها را با سلیقه خود تغییر دهید.
 بعد از این‌كه تصاویر كمرنگ و كمرنگ‌تر شد دست‌تان را روی دكمه خاموش تلویزیون بگذارید و تمام صحنه مربوط به آن تجربه تلخ را برای همیشه محو كنید. انجام این تمرین را اگر برای چند بار انجام دهید، می‌تواند كمك زیادی به فراموشی اتفاق تلخ گذشته تان كند.
 
تغییر خاطرات آن‌طور كه دوست دارید
وقتی از یك خاطره تلخ صحبت می‌كنید و سعی دارید آن را با كسی به اشتراك بگذارید تقریبا همه آدم‌ها یك جواب مشتركی را به شما می‌دهند و آن این جمله است« از خاطره بد بگذر و فراموشش كن» اما در دنیای واقعیت وقتی صحبت از عمل وسط می‌آید اینكار كمی مشكل به‌نظر می‌رسد. فراموش كردن اتفاق تلخ كار خیلی سختی است اما حداقل می‌توانید نوع احساسی كه نسبت به آن تجربه بد را دارید تغییر بدهید. وقتی خاطره‌ای تلخ را مرور می‌كنید قبل از هرچیز به این فكر كن كه این اتفاق می‌تواند جنبه مثبتی هم برای شما داشته باشد. به‌دنبال آن جنبه مثبت و خوب، تجربه ناخوشایند هم داشته باش تا حسی جدید را جایگزین حس آزاردهنده سابقت كنی.
 
خودت را از قلم نینداز
هنگام مرور و تصویرسازی یك حادثه تلخ، آیا خودت را در تصاویری كه دوباره بازسازی كرده‌ای می‌بینی یا خیر؟ اگر خودت را در صحنه نمی‌بینی این نشان می‌دهد كه شما هنوز غرق در احساسات باقی مانده از خاطرات گذشته‌ات هستی. اما وقتی در تصویرسازی تجربه‌های تلخ گذشته‌ات خودت را هم تجسم می‌كنی این نشانه خوبی است چون شما به‌عنوان یك تماشاچی به آن اتفاق نگاه می‌كنید و خودتان را جدا كرده‌اید و آن صحنه تلخ را در زمان حال و جایی كه هم‌اكنون هستی نگاه می‌كنی. یادت باشد گذشته تنها یك خاطره است و این ما هستیم كه آن‌ها را زنده می‌كنیم. در این تصویر‌سازی‌ و احیای دوباره زمان حال را از دست نده.

برچسب‌ها: فراموش کردن گذشته‌های تلخ از ذهن

تاريخ : چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴ | 9:6 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

راز های ثروتمند شدن

 

راز های ثروتمند شدن

این راز ها بر اساس بررسی زندگی ثروتمندانی که از صفر شروع کرده اند و با نیروی پشتکار به رویاها خود دست یافته اند تهیه شده است ...

 

1-انتخاب هدف : باید بدانید چه چیزی را می خواهید . خیلی راحت با توجه به علایق و البته استعدادهایتان برای خود هدف تعیین کنید. اگر راهمان را با چشم باز و خودمان بدون اینکه انجام وظیفه کنیم انتخاب کنیم سر در گم نمی شویم . مثلا دانشگاه برویم چون همه می روند . سعی کنید آینده نگر باشید و در بیابید که در آینده جوامع به چه مشاغلی بیشتر نیاز دارد .

2-قانع نباشید . اینکه به یک حقوق یا درامد مکفی قانع باشید شما را سالها از ثروتمند شدن دور می کند .

3-واقع بین باشید : با توجه به شرایط اقتصادی و توانایی های فردی خود سنگ های بنا را بچینید تا محکم و پا بر جا باشند .

4-نظم و برنامه ریزی

5-پشتکار و سخت کوشی

6-صبور باشید : هیچ دانه ی گیاهی یک شبه به درختی تنومند که سخت ترین باد ها نمی تواند آنرا از پای در آورد تبدیل نمی شود .

7-بلند پروازی کنید : در این مرحله پس از انتخاب هدف و سخت کوشی و صبر و حوصله حالا اجازه دارید بلند پروازی کنید و به رویاهایتان بیندیشید و خود را در موقعیتی که دوست دارید ببینید . توجه داشته باشید که بلند پروازی تنها کاری را پیش نمی برد .

8-مقلد نباشید : همیشه به فکر ایده های نو و جدید باشید . کارهایی که قبلا انجام شده اند شانس شما را کاهش می دهند و اگر هم خواستید کاری را که فبلا انجام شده است انجام دهید در آن ایده های نوآورانه ای را بگنجانید و آن ایده را متفاوت کنید و به قولی به روز کنید .

9-پس انداز کنید : در صدی از درامد ماهیانه تان را پس انداز کنید و درصدی از درآمد سالیانه خود را سرمایه گذاری کنید .

10-برای خودتان ارزش قائل باشید : خوب زندگی کنید و نترسید . برخی افراد همیشه نگران آینده اند و در حال پس انداز پول این افراد همیشه به بدترین نحو به هدر می رود ولی کسانی که زندگی که سزاوار آن هستند انجام می دهند چون برای خود احترام قائلند دنیا هم به آنها احترام می گذارد . متوجه باشید که این با ول خرجی متفاوت است .

11-بخشنده باشید : اگر به خداوند و انرژی کائنات ایمان دارید از بخشش و یا اینکه اگر بدهم خودم می مانم  نترسید . چون زندگی به ما ثابت کرده است که بهترین نوع خرج کردن اموال بخشش سخاوتمندانه است و می دانیم که آن پولها به طریقی در سخت ترین مواقع باز می گردد .

12-ریسک کردن : ریسک کردن بخشی از زندگی است و یکی از راه هایی است که اگر هوشیارانه و با فکر انجام شود فرد را چندین پله به بالا پرتاب کند .

13-معاشرت با ثروتمندان : معاشرت با ثروتمندان نیز شما را به طور ناخودآگاه به سمت ثروتمند شدن سوق می دهد .

14-وقت گذراندن در طبیعت : تحقیقات علمی نشان داده است افرادی که بجای وقت تلف کردن در دورهمی های بیهوده و پرسه در خیابان ها وقتشان را با طبیعت و گیهان سپری می کنند شانس بیشتری برای ثروتمند شدن دارند .


برچسب‌ها: راز های ثروتمند شدن

تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ | 20:34 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

موزفروشی که یک کشور را زیر و رو کرد!

 

موزفروشی که یک کشور را زیر و رو کرد!

یک موزفروش، یا به عبارتی پزشک جراح، توانست با مهارت و عشق عمیق به کشور و مردمش و پشتکار عالی، مالزی را از یک موش به یک ببر آسیایی تبدیل کند...

 

در کشوری با مساحت 320000 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 27 میلیون نفر واقع در جنوب غرب آسیا که شغل اغلب مردمانش کشاورزی در مزارع موز، آناناس و کائوچو یا صید ماهی بوده و تا قبل از سال 1981، اغلب آنان در روستاها و جنگل ها و در پایین ترین سطح امکانات زندگی می کردند و درآمد سرانه هر نفر کمتر از 100 دلار بود و مناقشات و جنگ های ناشی از وجود هجده مذهب و نژاد کشور را به شدت ناامن کرده بود، شخصی دیده به جهان گشود که تمام دنیا به او احترام می گذارند. او کسی نیست جز مهاتیر محمد.
مهاتیر کوچک ترین عضو خانواده اهی یازده نفره بود که شغل معلمی پدرش تکافوی برآوردن آرزوی پسرش را نمی کرد. مهاتیر آرزو داشت برای رفت و آمد به دبیرستان دوچرخه ای داشته باشد؛ بنابراین به منظور برآوردن آرزویش، بعد از اتمام ساعت مدرسه شروع کرد به موز فروختن در خیابان. مهاتیر پس از اتمام دبیرستان وارد سنگاپور شد و همزمان مسوولیت اتحادیه دانشجویان مسلمان آن دانشگاه را برعهده گرفت. در سال 1953 پس از فارغ التحصیلی به کشورش بازگشت و به عنوان پزشک جراح به استخدام نیروهای انگلیسی که کشورش را اشغال کرده بودند درآمد. پس از خروج نیروهای انگلیسی و در سال 1957 با افتتاح مطبی به طبابت پرداخت و نیمی از وقتش را صرف معالجه رایگان فقیران کرد.
در سال 1964 به مدت پنج سال در کسوت نماینده در مجلس ملی فعالیت کرد و در سال 1970 کتاب معروف خود به نام آینده اقتصادی مالزی را به رشته تحریر درآورد که همین کتاب بعدها پایه و اساس اندیشه های او در جهت تحول اقتصادی کشورش شد. به هر حال مهاتیر در سال 1974 به عنوان سناتور وارد مجلس سنا شد و در سال 1975 به عنوان وزیر آموزش و پرورش و سپس نیابت نخست وزیر وارد هیات وزیران شد و سرانجام در سال 1981 به نخست وزیری رسید. سال 1981 یعنی سال شروع انقلاب اقتصادی یک جراح در مالزی!
پرسش اساسی این است که این جراح مالزیایی چه تدبیری اندیشید و چگونه آن را عملی کرد؟!
در گام نخست نقشه آینده مالزی را ترسیم کرد و اولویت ها، اهداف و نتایجی را که این کشور باید در طی ده و سپس بیست سال بعد و در نهایت تا سال 2020 به آنها دست یابد، مشخص کرد.در دومین گام تصمیم گرفت آموزش همگانی و پژوهش علمی را در رأس برنامه ها قرار دهد، به نحوی که بیشترین میزان بودجه و اعتبار را برای آموزش همگانی و کسب مهارت های فنی، ریشه کنی بی سوادی و از همه مهم تر تحقیقات علمی اختصاص داد. مهاتیر در همان سال ها هزاران نفر از دانشجویان را با پرداخت بورسیه به بهترین دانشگاه های جهان اعزام کرد.
در سومین گام راهبرد و برنامه های خود را به صورت شفاف و صادقانه با مردم کشورش در میان گذاشت؛ آنان را با نظام مالیاتی جدید که مسیر کشور را به سوی انقلاب اقتصادی هموار می کرد آشنا ساخت و از همه مهم تر، از مردم یاری طلبید. مردم نیز چون او را صادق دیدند، باورش کردند و همراه و رهرو او شدند؛ بنابراین در اولین سال اقدام به کاشت یک میلیون اصله درخت روغنی کردند که همین امر طی تنها دو سال مالزی را به عنوان بزرگ ترین و اولین کشور تولیدکننده و صادرکننده روغن درختی به دنیا معرفی کرد.
مهاتیر تصمیم گرفت صنعت جهانگردی مالزی را طی 10 سال از درآمد 900 میلیون دلاری سال 1981 به درآمد 20 میلیارد دلاری برساند. این در حالی است که طبق آخرین آمار درآمد مالزی از صنعت جهانگردی 34 میلیارد دلار است. او برای رسیدن به این هدف، پادگان های نظامی ژاپنی ها را که از سال های جنگ جهانی دوم در کشور مالزی باقی مانده بودند به مناطق جهانگردی شامل انواع مکان های تفریحی، ورزشی و فرهنگی تبدیل کرد تا مالزی مرکزی جهانی برای برگزاری مسابقات بین المللی اتومبیلرانی، اسب سواری و بازی های آبی شود. او همچنین کوالالامپور را مقر اصلی کنفدراسیون فوتبال آسیا قرار داد.
مالزی در سال 1996 با رشدی معادل 46 درصد نسبت به سال های قبل از آن در زمینه صنعت برق و الکترونیک، خود را به عنوان یکی از صادرکنندگان لوازم برقی و الکترونیکی به دنیا معرفی کرد. مهاتیر محمد با وضع قوانین شفاف و ضوابط مشخص درهای اقتصاد کشور را به روی سرمایه گذاران خارجی گشود و با تأسیس شرکت عظیم پتروناس در برج های دوقلوی کوالالامپور، بازار اوراق بهاداری را پایه ریزی کرد که حجم معاملات روزانه اش به یک میلیون دلار می رسد. تاسیس بزرگ ترین دانشگاه اسلامی دنیا گامی دیگر در راه جذب نخبگان علمی داخلی و خارجی از تمام نقاط دنیا به ویژه کشورهای اسلامی بود. وی توانست با تاسیس پایتخت اداری جدید به نام پوتراجایا با دو میلیون نفر جمعیت در کنار پایتخت تجاری (کوالالامپور) هم از نظر سیاحتی و هم تقسیم کار گامی به جلو بردارد و با تاسیس دو فرودگاه جدید و ده ها جاده و بزرگراه ایمن، رفت و آمد جهانگردان و سرمایه گذارانی را که از کشورهای چین و هند و حاشیه خلیج فارس و باقی نقاط دنیا به آن کشور سفر می کردند، تسهیل کند.

به طور خلاصه باید گفت مهاتیر محمد طی بیست و یک سال یعنی از سال 1981 تا 2002 موفق شد کشوری فقیر با درآمد سرانه 100 دلار را به کشوری توسعه یافته با درآمد سرانه 1600 دلار در سال و میزان سرمایه گذاری را از 3 میلیارد دلار به 98 میلیارد دلار و میزان صادرات را به رقم چشمگیر 200 میلیارد دلار برساند. مهاتیر محمد در سال 2003 با اراده شخصی تصمیم گرفت از قدرت کناره گیری کند و زمام امور کشور را به نیروهای جوان و تازه نفس بسپرد.

 

با وجود درخواست مردم کشورش مبنی بر ماندن بر مسند قدرت، او تصمیم خود را گرفته بود و بدون اینکه بخواهد فردی از اعضای خانواده اش را به قدرت برساند یا حکومت را موروثی کند، به طور کلی از دنیای سیاست کناره گیری کرد، تا جانشینان او بتوانند آرزوی طراحی شده او به نام «مالزی بیست... بیست...» یا «مالزی در سال 2020» را که طبق آن مالزی باید پس از ژاپن و چین و کره چهارمین قدرت اقتصادی آسیا شده باشد، به واقعیت تبدیل کنند. مهاتیر در نهضت اقتصادی خویش هیچ گاه منتظر کمک های آمریکا و کشورهای اروپایی نماند، بلکه توکل او ابتدا بر قدرت لایزال الهی و سپس بر اراده و پشتکار خود و از همه مهم تر عزم و اراده و حمایت مردم کشورش قرار داشت.
این چنین بود که یک موزفروش، یا به عبارتی پزشک جراح، توانست با مهارت و عشق عمیق به کشور و مردمش و پشتکار عالی، مالزی را از یک موش به یک ببر آسیایی تبدیل کند.


برچسب‌ها: موزفروشی که یک کشور را زیر و رو کرد

تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ | 20:33 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

راز های موفقیت/گذشته را رها کنید

 

راز های موفقیت/گذشته را رها کنید

چیزی که مهم است این است که انسان دارای گذشته و آینده است ولی این زمان ها در اختار او نیستند و تنها لحظه ای که در اختیار اوست و او می تواند آنرا آنطور که می خواهد بسازد لحظه حال است ...

 

وقتی درون قایق موتوری نشسته ایم اگر به پشت نگاه کنیم کف سفید رنگی در امتداد قایق روی آب تشکیل می شود که به آن رد قایق می گویند . حالا سوالی که مطرح می شود این است : آیا این انرژی حاصل از روشن بودن موتور است که قایق را به سمت جلو می راند یا آن کف های باقی مانده باعث حرکت قایق می شوند ؟ یقینا جواب شما هم انرژی موتور است .

 

از بند گذشته خود رها شویم

 

این یک حقیقت بزرگ است که گذشته ی ما نیز در حقیقت اثری است که پشت سر گذاشته ایم و هیچ اثری در حرکت ما به سمت جلو ندارد .

و این دقیقا جایی است که باید گذشته را فراموش کرد . بارها افرادی را می بینیم که بار عدم موفقیت و یا رفتار های غیر اجتماعی خود را بر شانه ی گذشته و اتفاقات گذشته می اندازند و خود را آرام می کنند و برای خود را از هر اشتباهی آزاد می کنند و یا بارها دیده ایم که خصوصا سالمندان با حسرت گذشته زندگی می کنند و دلیل ناراحتی و غم خود را گذشتن آن روز های خوب می دانند و این اشتباه است و باز همان داستان کف و موتور قایق یادآوری می شود .

 

گذشته خود را بپذیریم

 

از طرفی نگاه غیر مثبت به گذشته نیز برایمان گران تمام می شود . اینکه مدام کارهای اشتباه خود یا دیگران در گذشته را مرور کنیم هیچ کدام از آنها را پاک نمی کند و بیشتر زخم ها و جراحت ها را نو می کند . کاستی ها و شکست ها و.... را یکبار برای آخرین بار نگاه کنید , بررسی کنید , خودتان و افراد دیگر را درک کنید شاید راه دیگری نبوده و شاید در آن لحظه بهترین تصمیم همان بوده است و در نهایت برای همه آن اتفاقات عشق و محبت بفرستید . درواقع این پذیرفتن است که درمان تمام مرض های روح است . پذیرفتن اتفاقات , کاستی ها , افراد و هر چیزی که به نحوی دوستش نداریم . پذیرش مهم ترین کاری است که هر شخصی می تواند برای خودش انجام دهد تا به آرامش برسد .

 

چگونه ؟ چگونه گذشته خود را رها کنیم ؟

 

ما خدا پرستیم و ایمان داریم که هیچ واقعه ای در جهان بر اثر تصادف و یا اتفاق پیش نمی رود و هر واقعه ای به وسیله نیروی بی نهایت خداوند انجام می گیرد و خداوند ناظر و مطلع بر همه چیز است پس وقایع گذشته ی ما هم به نوعی خواست خداوند بوده اند و گویی باید اتفاق می افتادند تا به این مرحله از زندگی برسیم . اگر فکر کنیم و بخواهیم وقایع را در کنار هم بچینیم به این نتیجه می رسیم که وقایع بد و خوب مثل پازل در کنار هم قرار گرفته اند و یکدیگر تا تکمیل کرده اند .

 

زمان حال را از دست ندهیم

 

شاید جمله ( در لحظه زندگی کنید )  را بارها و بارها شنیده ایم ولی درک آن برایمان دشوار است .

از لحظه ای که هستیم بدون نگاه اندوه به گذشته و یا نگرانی از آینده لذت ببریم . مثلا وقتی در حال خوردن پیش غذا هستیم نگران دسر نباشیم و یا در حال گذراندن تعطیلات با خانواده به کار فکر نکنیم .

چیزی که مهم است این است که انسان دارای گذشته و آینده است ولی این زمان ها در اختار او نیستند و تنها لحظه ای که در اختیار اوست و او می تواند آنرا آنطور که می خواهد بسازد لحظه حال است .

گذشته در جایی غیر از تفکرما وجود ندارد . در دنیای مادی و زمانی که اکنون هستیم گذشته وجود ندارد و تنها جایی که کمین کرده است در تفکر من است . دقت کنید درتفکر من پس من می توانم او را بپذیرم و با محبت و لبخند کنار بگذارم .


برچسب‌ها: راز های موفقیت , گذشته را رها کنید

تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ | 20:30 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

کارآفرین‌ها حرف نمی زنند!

 

کارآفرین‌ها حرف نمی زنند!

همه ما در زندگی مان در پی کسب موفقیت هستیم. بعضی از ما ممکن است در مورد داستان زندگی و سختی های افراد باتجربه و مشهور، قبل از رسیدن به شهرت، مطالبی خوانده باشیم...

 
همه ما در زندگی مان در پی کسب موفقیت هستیم. بعضی از ما ممکن است در مورد داستان زندگی و سختی های افراد باتجربه و مشهور، قبل از رسیدن به شهرت، مطالبی خوانده باشیم.

این رموز دیگر آشکار شده است؛ می توانید در این مطلب مواردی را بیابید که بخشی از زندگی افراد موفق محسوب می شوند اما آنها کمتر در مورد آن با کسی صحبت می کنند. درحالی که انسان های شکست خورده فقط به سن و سال درحال زوال شان، مشکلات مربوط به سلامیت شان، ضعف مدیریت زمان شان، بدشانسی شان، کارفرمایان شان و عدم وجود فرصت ها برای خودشان می نگرند، انسان های موفق مشغول تلاش برای یافتن راهی برای غلبه بر چالش های پیش روی خود هستند.
1- زندگی خاصی دارند.
برخی از ما ممکن است در مورد خواب یا کارهای روزمره عجیب و غریب افراد بسیار موفق چیرهایی شنیده باشیم. در حالی که بعضی افراد موفق هنگام خواب ایده های نوآورانه خود را گسترش می دهند، برخی دیگر با نخوابیدن ایده های جدیدی را استخراج می کنند. تعداد بسیار معدودی از ما این مسئله را می دانیم که توماس ادیسون هر روز تنها سه ساعت می خوابید. آیا می دانستید که بتهوون ایده های خلاقانه هنری خود را در حمام گسترش می داده است؟ برخی افراد هم هستند که ترجیح می دهند هنگام کار تنها بوده و به صورت انفرادی کار کنند. همگی اینها نشانه ای از رفتارهای عجیب و غریب افراد موفق البته از نگاه ما و در مقایسه با اشخاص معمولی است.
2- همیشه مثبت نگر هستند.
انسان های بسیار موفق، تلاش می کنند اغلب زمان خود را با افراد مثبت نگر بگذرانند و زمانی برای گذران اوقات با افراد منفی نگر ندارند. از سوی دیگر افراد موفق، بر جنبه های مثبت اتفاقات تمرکز می کنند، حتی وقتی که اتفاق خوبی رخ نداده است.
3- خودشان را باور دارند.
همه ما رویا و برداشت های خاص خودمان را داریم. انسان های موفق زمانی که این رویاها و خواسته های شان از زندگی از هم می پاشد، به این وضعیت به چشم فرصتی جدید نگاه می کنند. این کار در درازمدت برای همه می تواند مفید و دارای فایده باشد.
4- انتقادپذیر هستند.
افراد موفق، آزاداندیش هستند و به همین خاطر انتقادات و پیشنهادهای صادقانه را می پذیرند و به آن نگاهی مثبت دارند، زیرا از آنها برای بهبود وضعیت خود استفاده می کنند.
5- موفقیت را تجسم می کنند.
افراد موفق، در مورد اهداف کوتاه و بلندمدت، حتی قبل از رسیدن به آن، به موفقیت خود در راه آن هدف می اندیشند و آن را به طور کامل تجسم می کنند. آنها هر آنچه برای رسیدن به هدف نیازمندند، هر روز به خودشان یادآوری می کنند.
6- فروتن و نوع دوست هستند.
فروتنی و تواضع، یکی از نشانه های افراد بسیار موفق است. آنها هرگز موفقیت های خود را به رخ کسی نمی کشند و زندگی شان را به شیوه معتدل ادامه می دهند. علاوه بر آن افراد موفق درگیر فعالیت های بشردوستانه هستند تا زندگی بسیاری از انسان های نیازمند را بهبود بخشند زیرا معتقدند چیزهای بسیاری را از جامعه به دست آورده اند.
7- از ندای قلب شان پیروی می کنند.
افراد موفق همان گونه که هستند، باقی می مانند و نگران نظرات دیگران در مورد خودشان نیستند. آنها هرگز تلاش نمی کنند همان گونه که دیگران می خواهند بشوند، بلکه از ندای قلب شان پیروی می کنند. همچنین این افراد از درون شان خوشحال هستند، بارها شکست خورده اند، هرگز در کمک خواستن از دیگران در زمان نیاز تعلل نکرده اند، کاستی های خود را پذیرفته اند، رویاهای بزرگ در سر دارند و خود را فراتر از این نشان می دهند که تنها به فکر آسایش باشند.
ساده نیست اما ارزش انجام دادن دارد
هرچه قدر هدف تان بزرگ تر باشد، موانع و چالش های بزرگ تری نیز پیش روی خود دارید و هر چه قدر سفر کاری سخت تری داشته باشید پاداش بیشتری نصیب تان خواهدشد. اگر تبدیل شدن به یک کارآفرین کار ساده ای بود، هرکسی این کار را انجام می داد و آن وقت تلاش و پشتکار شما چندان باارزش نبود. زمانی که ترغیب شدید وارد عرصه کارآفرینی شوید، موانع بر سر راه تان ظاهر خواهندشد و شخصیت تان و ایمان تان به کار را محک خواهندزد.
البته وقتی شما را واقعا جدی ببینند، از سر راه تان کنار خواهند رفت. باید در مواجهه با معضلات و مشکلات، به ثمره و نتیجه کارتان تمرکز کنید و تصور کنید چقدر وقتی که رئیس خودتان هستید، برنامه شخصی تان را دارید، بر دیگران اثر می گذارید و آزادی مالی خواهید داشت، زندگی زیبا خواهد بود. مطمئنا زمانی که شما به عنوان کارآفرینی بزرگ تلاش می کنید، فراز و فرودهایی در این مسیر به سراغ شما خواهندآمد و نکته مهم این است که به جای مبارزه، آنها را بپذیرید. تا زمانی که تنها گزینه پیش روی شما، قدرت باشد، هرگز نخواهید فهمید که چه قدر قوی هستید.


برچسب‌ها: کارآفرین‌ها حرف نمی زنند

تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ | 20:28 | نویسنده : یوسف سلطانلو |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.