موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو

موفقیت را از ما بیاموزید و فراموشی خاطرات تلخ در زندگیتان 09389838402 www.chandresane.ir

موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو

یوسف سلطانلو
موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو موفقیت را از ما بیاموزید و فراموشی خاطرات تلخ در زندگیتان 09389838402 www.chandresane.ir

هیپنوتراپی

 

 مدیتیشن :درمان جایگزین

 

فعالیت سلول های  مغزی بیانگر سطوح مختلفی از هوشیاری است .فعالیت سلول های مغز بصورت امواج و توسط دستگاه الکترو انسفالگرافی قابل رد گیری است . امواج مغزی  بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می شوند که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

زمانی که بیدار هستیم و در حالتی که چشمان ما باز است و هنگام تمرکز ، توجه و دقت ؛ تفکر و حل مسأله ,؛ مذاکره ، راه رفتن و یا رانندگی ، امواج مغزی در محدوده بتا هستند. فرکانس بتا دارای تواتری بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه است .هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج نوسان کمتری داشته و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی تواتر بیشتری یافته  و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید. همچنین داروهای آرامبخش نیز فعالیت این امواج را افزایش می دهند(فرد فاقد خواب عمیق خواهد بود . )امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوندو در جلو سر قابل اندازه گیری هستند.

هنگامی که چشمان خود را می بندیم و مغز از پردازش اطلاعات بینایی باز می ماند ، امواج بتا ظاهر می شوند. در این حالت امواج مغزی بین ۸-۱۲ نوسان در ثانیه خواهند داشت . هر چند در حالت بتا فرد چشمان خود را بر روی هم گذاشته و عضلاتش شل شده است اما نسبت به محرک های محیطی آگاه خواهد بود.  آلفا در سنین کودکی ظاهر شده  و  در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند.

زمانی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار می گیرد . هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و  هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ افزایش می یابد .

با ورود به  حالت آلفا  اطلاعات  وارده  به مغز  بدون پردازش نیمکره چپ (نیمکره منطقی ) وارد مغز می‌شود. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی ( در بزرگسالان ) امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.میزان تواتر امواج تتا بین  ۸-۴ هرتز می باشد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شوند.

فعالیت شدید مغزی می تواند در بلند مدت بر روی کارایی مثبت فرد اثر بگذارد بهمین جهت تکنیک های مختلفی ابداع گشته که سطح هوشیاری و فعالیت مغز را تغییر می دهد. تکنیک ها یی همچون ریلکسیشن و مدیتیشن در پی چنین تغییری هستند. بررسی ها نشان داده که این تکنیک ها میتوانند باعث انتقال سطح هوشیاری از یک موج مغزی فعال به موج  دیگر شود و در نتیجه فرد را از هجوم افکار خالی کند . چنین ادعا می شود که مدیتیشن می تواند زندگی شادتر و آرامتر برای افراد فراهم آورد.

با پذیرش این اصل که انسان مجموعه ای از جسم، روان و روح است به این حقیقت می رسیم که با تقویت روان می توان جسم بیمار را نیز نیرویی تازه بخشد یا به اصطلاح در کالبد او روح تازه ای دمید. انسان در تمامی لحظات، آگاهانه یا ناآگاهانه در جستجو و تلاش برای یافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نیرویی این توازن و تعادل را بر هم زند، نیرویی متضاد در وجود شخص ایجاد می شود که تقابل آن با نیروی بیرونی موجب بروز بیماری های جسمی یا آشفتگی و اضطراب روحی خواهد شد.

هیپنوتراپی

هیپنوتیزم به دو بخش خود هیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم و کاربردهای هیپنوتیزم به دو بخش بالینی و غیر بالینی تقسیم میشود. حیطه بالینی هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی بالینی یا درمان هیپنوتیزمی با قدمتی دیرینه درجهت تشخیص و تکمیل درمان و حتی درمان به کار گرفته شده است. طب نوین پزشکی هنوز در بسیاری از موارد در شناسایی مکانیسم و نحوه درمان بیماریها ناتوان است. بهره گیری از توانائی های شخصی انسان حتی با اینکه هنوز فرایندی ناشناخته دارد بسیار قابل توجه وکارآمد می باشد. امروزه کاربردها ی هیپنوتیزم در حیطه پزشکی و دندانپزشکی بسیار گسترده است و ردپای آن تقریباً در تمام بخشها مانند روانپزشکی، طب اطفال، ایمنی، پوست، سرطان، رادیولوژی پرستاری، جراحی و … دیده می شود از طرف دیگر آشنایی و تخصص درمانگر در زمان بکارگیری هیپنوتیزم بسیار لازم و ضروری میباشد.

اصول هیپنوتراپی و کاربرد آن در روان درمانی

از هیپنوتیزم چه می دانید؟

هیپنوتیزم عبارتست از یک نوع حالت روانی مخصوص که تحت تلقینات شخص «خواب کننده» توسط شخص «خواب شونده» پذیرفته می شود به شرط این که تلقینات برخلا ف احساس و وجدان شخص خوابرو نباشد. عده ای هیپنوتیزم را تمرکز و توجه شدید روی موضوع یا نقطه ای خاص می دانند. هیپنوتیزم یک واقعیت است که در عین شگفت انگیزی پدیده ای عادی است. اگر چه می تواند برای عده ای وسیله تفریح و جلب توجه شود ولی در کل پدیده ای است علمی که مفید و سودمند است و گاه ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد و فاجعه بیافریند.

در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است. وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد.

اصول هیپنوتراپی:

عامل اصلی در هیپنوتیزم تلقین است و تلقین هم عبارت از القاء فکری است بطور نیمه خودکار . قسمتهای مختلف مغز ، هر یک انجام کار و وظایفی را بعهده دارند . هنگام هیپنوتیزم قسمتهای دیگر مغزکه به اندیشه های مختلف توجه دارند ، از کار ایستاده و فقط یک فکر و موضوع برای سوژه باقی می ماند و آن توجه و تمرکز به یک نقطه یا فکر است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه شده و سوژه ، افکار تلقین شده را می پذیرد . امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم در پزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود. پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از ۸۰% بیماریها و بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری و یا آنها را درمان نمود. هیپنوتیزم کردن دیگران کار ساده ای نیست و  فراگیری دگر هیپنوتیزم نیاز به چند شرط لازم(نه کافی) دارد:

۱- اعتماد به نفس خوبی داشته باشد. ۲- از احساس شکست نترسد. چون شکستها پله هایی برای ترقی هستند. ۳- تمرین و ممارست داشته باشد ۴- از اثر گذاری خوبی روی دیگران برخوردار باشد. ۵- همیشه نسبت به خود و اطرافیان نگاه مثبت داشته باشد وسعی کند خودش و دیگران را همیشه دوست داشته باشد.

مهمترین اصل در یادگیری و اعمال هیپنوتیزم:

تلقین  به عنوان مولفه اصلی در هیپنوتیزم تاثیر چشمگیری دارد . باید سعی شود به اشخاصی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند تلقین ارائه شود ولی باید در تلقین کردن مواردی را مد نظر داشت. ۱- با اصول پنجگانه تلقین آشنایی کامل داشته باشیم و روشهای استفاده آن را بخوبی بدانیم . ۲ – تلقین را باید با لحن شیوا بدهیم . ۳- با توجه به خصوصیات شخص باید تلقین را به صورت آمرانه و یا خواهشانه دهیم . آمرانه بیشتر برای افراد سلطه پذیر استفاده میشود و خواهشانه بیشتر برای افراد سلطه جو استفاده میشود . ۴ – زیر و بم کردن صدا هنگام تلقین دادن خیلی مهم است . ۵- سعی کنیم که در تلقین کردن از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم. ۶- سعی نکینم که با تلقین های ممتد و بدون فاصله شخص رو خسته کنیم .خیلی اوقات تاثیر مکثهای بین تلقین بیشتر از خود تلقین است . البته این مکثها نباید بیش از ۴ الی ۶ ثانیه طول بکشد در این مکث ها شخص تمرکز کامل به تلقین های شما پیدا میکند.

کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی:

به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که  سوژه را (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم . متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را “هیپنوتیزور” می نامند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود از روش بی نظیر هیپنوتیزم در جهت از بین بردن ضعفهای شخصیتی و عادات منفی مثل ترس ها و جایگزین ساختن ویژگی های مثبت در انسان می توان سود جست. اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند همچنین افرادی که در زندگی ناتوان  می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد . اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .

تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم : تصورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است. تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افراد کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارائه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند .


برچسب‌ها: هیپنوتراپی

تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 12:21 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

آسیبهای تفکرات منفی و هاله های انرژی

 
به همراه یه عالمه انرژی مثبت برای همه
تحقیقات در مهندسی بیو شیمی نشان می دهد که مغز انسان ماده ای را ترشح می کند به نام اندروفین .( مورفین طبیعی بدن ) کسانی که بر ذهن آنها تفکرات منفی حاکم است اندروفینی که از مغزشان ترشح می شود بیماری زاست و کسانی که ذهن مثبت دارند اندروفین آنها شفا بخش است : یک ماده با دو خاصیت!
امروزه از نظر علمی ثابت شده که هیچ چیزی نیست که از خودش هاله انرژی ساطع نکند . قانون "دوبروی " می گوید: "هر ذره ای از خود انرژی به همراه دارد" . حتی با دوربینهای مخصوص از این انرژی ها عکس تهیه کرده اند .
هاله های انرژی با فرکانس مغز و تفکر انسان مرتبط هستند.
ما می توانیم هاله های انرژی خود را با متمرکز شدن بر روی شخصی یا محلی هدایت کنیم فقط کافی است به آن شخص فکر کنیم بلافاصله هاله های انرژی ما با سرعت نور به سوی آن شخص فرستاده می شود .
هاله های انرژی قابل باردار شدن است ؛ اگر تفکر انسان منفی باشد هاله منفی و اگر مثبت باشد هاله مثبت. به این ترتیب که اندیشه های مثبت، مهر آمیز، خیرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقیت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژی های آن را بالا می برد و از نظر کمی نیز میتواند هاله انسان را بزرگتر نماید .
برعکس اندیشه های منفی، بدبینی ها، خودخواهی ها، احساس تنفر از خود و یا دیگران، حسادت، خشم و هر گونه اندیشه بد بر هاله اثر تخریبی می گذارد و سطح انرژی های آن را بشدت کاهش میدهد و انرژی زیادی از انسان می گیرد.
وقتی در مکانی احساس بدی می کنید بدین معناست که آن محل از انرژی های منفی اشباع شده است و یا وقتی فردی این تاثیر را روی شما می گذارد یعنی او حامل انرژی منفی است .
جالب است که این انرژی حتی هنگام فکر کردن به کسی ، حرف زدن ، گوش کردن و... به صورت چه مثبت و چه منفی منتقل می شود .
انجام اعمالی مانند مدیتیشن، عبادت و تمرین تفکر مثبت، حضور در طبیعت و دوستی با آن، از عوامل مهم و تاثیر گذار بر افزایش سطح انرژی هاله می باشد.
 
احتمال دارد که شما در طول زندگی با انجام کارهایی هاله نورانی خود را آلوده کرده باشید . هر گونه اضطراب ، دلهره ، ترس و حتی  دروغگویی ، غیبت کردن ، بدبینی، آبروی دیگری را بردن و کلیه مسائلی از این قبیل منجر به آلودگی و تجمع انرژی های تخریب گر در هاله شما می شوند.
این انرژی منفی آنقدر در هاله شما نفوذ می کند تا در جسم (آخرین سطح برای نفوذ ) اثر خود را به صورت بیماری نشان دهد.
توجه کنید که
انرژی منفی منشا تمام بیماریهای روحی- روانی و جسمی انسان است و به مرور زمان رد پای خود را بر چهره و بدن ما بر جای می گذارد.
پس
اگر دائما مریض می شوید به پاکسازی هاله و دوری از آلوده کننده های هاله تان فکر کنید. انرژی هاله تان را با راههای مثبتی که گفته شد بالا ببرید تا نیازی به راههای منفی نداشته باشید.
و اما 
افرادی هستند که به صورت ناخودآگاه از انرژی دیگران تغذیه می کنند. معمولا آنها افرادی هستند که ما اصلا بهشان شک نداریم.
یکی از راههای کسب انرژی از شما این است که : این افراد ممکن است نزدیک شما بیایند و برای شما درد دل کنند و بگویند که چه آدم بدبخت و فلک زده ای هستند و ... و هر چه شما راه چاره نشانشان می دهید گوش نمی دهند، چون نمی خواهند که تغییری در وضعیتشان بوجود بیاید چرا که این تنها راهی است که می توانند انرژی بگیرند، آنها با این کار در حال گرفتن انرژی شما هستند در حالی که شما دلتان به حالشان سوخته است. پس اگر بجای یک گفتگوی منطقی دوطرفه، وارد گفت و شنودی شدید که هر راه حلی ارائه دادید با جمله : آره درست میگی، ولی..... پاسخ داد، بدانید که دارید انرژی از دست می دهید.
راه دیگر انرژی گرفتن از شما تحقیر کردنتان است: بعضی از مردم سعی میکنند با هر حیله ای متوسل شوند و تحقیرتان کنند تا  انرژیتان را بگیرند که نام دیگر این کار دیگرآزاری یا سادیسم است. شخص سادیستیک با تحقیر دیگری احساس خود برتربینی کرده و انرژی دیگران را از آن خود می کند. تحقیر کردن میتواند نسبت به پوشش، ظاهر، جسم، جنسیت، رفتار، گفتار، و ... باشد.
خیط کردن دیگری و یا انتقاد از او، تحت هر نامی که صورت گیرد در واقع تحقیر است و انرژی را به سمت تحقیر کننده می کشاند.
بهتر است که یادتان باشد اکثر این افراد از کاری که انجام میدهند کاملا بی اطلاعند در رابطه با آنها پس از مدتی زمانی کوتاه یا بلند، احساس می کنید بی انرژی و بی حوصله شده اید در حالیکه آنها سرحال آمده اند. اینگونه رابطه ها را دوست دارید قطع کنید و از رابطه با اینگونه افراد بدون اینکه بدانید چرا، طفره می روید.
اگر واقعا به این افراد دوست و نزدیک هستید میتوانید موضوع را با آنها در میان بگذارید و به آنها کمک کنید. چون این افراد با اینکار رابطه اجتماعی خودشان را با دوستان و اطرافیان تخریب می کنند.
در صورتی هم که این شخص در زندگیتان و برایتان اهمیتی ندارد بهتر است که از او دوری کنید.

برچسب‌ها: آسیبهای تفکرات منفی و هاله های انرژی

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 0:34 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

تشخیص سلامت از روی زبان

 

ساده‌ ترین و آسان‌ ترین راه تشخیص سلامت بدن، نگاه کردن به زبان است و پزشکان چینی از این راه به شناسایی بیماری می‌پردازند. پزشکان باستان نیز با نگاه کردن به زبان افراد، پی به بیماری آنها می‌بردند. زبان شامل آب، الکترولیت‌ها، ماده مخاطی و آنزیم‌هاست و از آنجایی که بخش بسیار حساس بدن می‌باشد، با هر تغییر کوچک فیزیکی، به سرعت ظاهرش تغییر می‌کند. در میان پزشکان چینی، زبان مثل یک نقشه برای شناسایی مشکلات مربوط به تمام اجزای درونی بدن است. زبان نیز همانند صورت به پنج عنصر تقسیم می‌شود که این عناصر مطابق با بخش‌های داخلی بدن هستند.

روبه‌روی آیینه بایستید و به زبان خود نگاه کنید. نوک زبان مربوط به محدوده عنصر آتش است. درست بعد از نوک زبان محدوده عنصر فلز شروع می‌شود. قسمت انتهای زبان نیز محدوده عنصر آب است. کناره‌های زبان عنصر چوب و قسمت میانی زبان عنصر خاک می‌باشد. سوالی که پیش می‌آید این است که چگونه باید جای این عناصر را روی زبان مشخص کرد و از طریق آنها پی به همه این موارد برد؟ نشانه‌ها و علائم زبان در حالت طبیعی باید صورتی رنگ و عضلانی باشد و هیچ آسیبی از جانب دندان‌ها به آن وارد نشود. یک لایه نازک مواد بزاقی همواره سطح زبان را می‌پوشاند. وقتی که رنگ و شکل این ماده بزاقی تغییر کند، نشان می‌دهد که فرد بیمار است. رنگ زبان وقتی زبان تیره‌تر می‌شود و از صورتی کمرنگ به قرمز مایل به بنفش، تغییر رنگ دهد، نشان‌دهنده بالا رفتن دمای بدن است. داشتن تب، به معنی التهاب، عفونت و بیش فعالی یکی از ارگان‌های بدن می‌باشد. وقتی که رنگ زبان روشن‌تر می‌شود و از صورتی به سمت سفید می‌رود، نشان می‌دهد که یا سرما خورده‌اید یا کم‌خونی دارید و یا سطح انرژی بدن‌تان کاهش چشمگیری یافته است. بسیاری از افراد عملکرد سیستم دفاعی بدن‌شان بسیار ضعیف است و این مسأله در نهایت موجب سندرم خستگی مزمن یا شیمی درمانی در آنها می‌شود. بیشتر این افراد زبان‌شان بسیار کمرنگ است که نشان می‌دهد سطح انرژی بدنشان بسیار پایین می‌باشد. مواد بزاقی پوشاننده سطح زبان غلظت زیاد مواد بزاقی و رنگی شدن آنها و حتی نبود ماده بزاقی روی سطح زبان، نشان‌دهنده برخی مشکلات است. وقتی که مواد بزاقی زبان غلیظ‌تر می‌شود، علامتی است از عدم تعادل در سیستم گوارش بدن و وقتی این مواد غلیظ دلمه‌ای می‌شوند، نشان می‌دهند که سیستم دفاعی بدن بسیار ضعیف شده است. اگر این مواد به رنگ زرد باشند، احتمال عفونت یا التهاب در قسمتی از بدن وجود دارد. کاهش بیش از حد این ماده بزاقی، معمولا حاکی از ضعیف شدن یکی از ارگان‌های اصلی بدن می‌باشد. ۱- نوک زبان: نوک زبان محدوده عنصر آتش است و با عملکرد قلب مطابقت دارد. این بخش از زبان سلامت فیزیکی و روحی قلب را نمایش می‌دهد. در پزشکی چینی گفته می‌شود که روح در قلب مسکن دارد. استرس و نگرانی موجب به وجود آمدن نقطه‌های قرمز رنگ روی نوک زبان می‌شود. افزایش دمای بدن، نشان‌دهنده سرعت زیاد عملکرد قلب است که منجر به استرس و هیجان زیاد می‌گردد. ۲- کناره‌های زبان: کناره‌های زبان محدوده عنصر چوب هستند. اگر در اثر تماس دندان‌ها با کناره‌های زبان فرم دندان‌ها روی این قسمت‌ها ایجاد شود، به این معناست که کبد خوب کار نمی‌کند. در این‌گونه مواقع ممکن است در کناره‌های زبان نقاط سبز – آبی یا بنفش کوچکی مشاهده بشود که این نقاط ریز رنگی نشان‌دهنده وجود یک بیماری جدی هستند. نقاط بنفش در ناحیه عنصر چوب اغلب نشان می‌دهند که فرد از انرژی بسیار پایین، ناراحتی و درد، باد کردگی پایین دنده‌ها و نفخ شکم رنج می‌برد. این افراد حتما باید به متخصص کبد مراجعه کنند؛ زیرا در بسیاری مواقع این علائم نشان‌دهنده سرطان کبد و یا از کار افتادگی ۷۰ درصد کبد می‌باشند. ۳- ناحیه بعد از نوک زبان: این ناحیه مربوط به عنصر فلز است و عملکرد دستگاه تنفسی و سیستم ایمنی بدن را نشان می‌دهد. وقتی که رنگ این قسمت مایل به قرمز می‌شود و یا نقاط قرمز ریز روی این قسمت به وجود می‌آید، به این معنی است که عفونت دستگاه تنفسی در راه است و قسمتی از بدن حتما عفونت دارد. زردی و رنگ پریدگی این بخش از زبان نشان‌دهنده ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن می‌باشد. در عفونت‌‌های قارچی ریه‌ها، ممکن است ماده بزاقی قهوه‌ای مایل به سیاه سطح این قسمت را بپوشاند. این علامت در بیشتر افرادی که مبتلا به زخم ریه هستند، مشاهده می‌شود. ۴- بخش مرکزی زبان: این بخش از زبان مربوط به عنصر خاک است و عملکرد شکم، طحال و پانکراس را نشان می‌دهد. مشکلات مربوط به سیستم گوارشی بیشتر در این قسمت از زبان دیده می‌شود. برگشت اسید معده و مری که موجب ناراحتی فرد و بیداری در طول شب می‌شود، ممکن است با قرمز شدن این ناحیه و زرد شدن ماده بزاقی مرکز زبان همراه باشد. تغییرات بسیار کوچک در این ناحیه، نشان‌دهنده مشکلات گوارشی است. این بخش از زبان خود را در آیینه به دقت نگاه کرده و در صورت مشاهده این علائم حتما به متخصص مربوطه مراجعه کنید. ۵- انتهای زبان: ناحیه انتهایی زبان مربوط به عنصر آب بوده و عملکرد بسیاری از ارگان‌های بدن را نشان می‌دهد که مهم‌ترین آنها کلیه‌ها و مثانه است و شامل سیستم هورمونی و غدد جنسی نیز می‌شود. دو برآمدگی کوچک در انتهای زبان برای تشخیص طعم غذاهاست. غلظت و زردی مایع بزاقی این قسمت از زبان در زنان، نشان‌دهنده عفونت مثانه است. به این افراد توصیه می‌شود روزانه ۱۲-۸ لیوان آب بنوشند، ۵۰۰۰ میلی‌گرم ویتامین C مصرف کنند و آبمیوه قره‌قاط بخورند. این رژیم به جلوگیری از عفونت مثانه کمک می‌کند.


برچسب‌ها: تشخیص سلامت از روی زبان

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 0:31 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

10 علامتی که می توانید بفهمید پسری به شما جذب شده است

jazabiyat-mard

لغات و کلماتی که آقایان استفاده میکنند در پی آن هستند که ببینند آقایان مورد نظرشان به سمت آنها جذب شده است یا نه.هنگامیکه بحث جذب شدن آقایان مطرح می شود،خوب است که ببینیم زبان

 

بدن مرد چه می گوید به جای اینکه به کلماتش توجه کنیم. زمانیکه مردان به طرف کسی جذب می شوند معمولا زبانشان بسته می شود و ممکن است گیج و سردرگم به نظر برسند.به هر حال در اینجا به قسمتهایی از زبان بدن مردان اشاره می کنیم که زمانیکه به طرف شما جذب شدند برای تان کاملا مشخص شود: چشم ها: چشمان او به سمت شما دوخته می شود ، عمیق نگاه می کند و تا اعماق روح شما را می کاود. مردمک های چشمش سوسو زده و می درخشد،و علاقه زیادی دارند که با شما صمیمی شوند. اگر چشمان مرد مورد نظرتان در اطراف اتاق می چرخد و اغلب نگاهش نگران است این یعنی اینکه مرد شما به دنبال چیزی یا کسی دیگر می گردد دهان:

 

 

 
زمانیکه مردی به طرف شما جذب شود ،لبخند او حقیقی و واقعی به نظر می رسد. زمانیکه به زور لبخند بزند و بخندد به معنی آن است که او با زور و اجبار سعی دارد که مودب به نظر برسد.
شانه ها:
مردان شانه های مربع شکلی دارند و اغلب زمانیکه با زنی که دوستشان دارند صحبت می کنند شانه هایشان به طور ناخودآگاه انعطاف پذیر به نظر می رسد.او خود را طوری قرار می دهد که شما در مقابل و در مرکز او قراربگیرید تا او بتواند براحتی روی شما تمرکز داشته باشد.
بازوها:
بازوهای بسته نشان دهنده وجود یک مانع است ، پس بازوهای باز نشان دهنده صمیمیت و نزدیک شدن بیشتر است، چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ احساسی و یکی از شفاف ترین نشانه های جذب شدن مردان است. مواجه شدن با مردی که بازوهایشان از یکدیگر باز است به آن معنی است که او می خواهد شما را با آغوش باز بپذیرد.
دستان:
جدا از دستان عرق کرده ، دست ها می تواند به شما نشان دهد که مرد مورد نظرتان به شما جذب شده است یا نه؛زمانیکه او انگشتان دستش را داخل موهایش می کند یا آن را روی لباسش می کشد ، یعنی اینکه او سعی دارد که به بهترین شکل در مقابل شما ظاهر شود. ممکن است بازوی شما را در حین صحبت کردن لمس کند و این نشان دهنده صمیمیت و نزدیکی بیشتر با شماست.
پاها:
پاها او را به کجا می برد؟اگر او سعی دارد که برنامه هایش را به گونه ای تنظیم کند که همیشه نزدیک شما باشد ، مهم نیست که شما کجا می روید ،او سعی خود را می کند که به شما برسد و در کنار شما باشد.خواه برای اولین بار باشد که شما او را ملاقات می کنید یا تصادفا جائیکه شما رفته اید ظاهر شده باشد ، همیشه این فرصت وجود دارد که او برای دلیلی بخواهد کنار شما باشد.
خرامیدن:
زمانیکه از مقابل مردی رد می شوید که به طرف شما جذب شده است ، شاید مرد در جلو شما قدم زنان بگذرد و بگذرد، با سینه ای جلو داده و شانه های به عقب رفته؛این همان حالتی است که وقتی زنی به طرف شما جذب می شود با سینه های جلو سعی در خرامیدن در مقابل شما را دارد. این کاری است که همه افراد در مقابل جنس مخالف خود انجام می دهند.
رفتار:
زمانیکه مرد مورد نظر شما سعی می کند که در مقابل شما مانند یک جنتلمن رفتار کند و درها را برایتان باز می کند یا کمک تان می کند که کت تان را به تن کنید ، در واقع سعی دارد که نشان دهد که به شما اهمیت می دهد و دوست دارد زندگی را برایتان ساده تر کند. همچنین این کار به شما نشان میدهد که مادر وی او را درست تربیت کرده ، اما مطمئن شوید که این کار نشان دهنده این باشد که او واقعا به شما علاقمند شده است و فقط ادب وی را در مقابل یک خانم نشان نمی دهد.
شخصیت:
اغلب مردان سعی می کنند علاقه خود را پشت مخ زدن های احمقانه پنهان کنند. ممکن است برای تان جک بگویند ، شما را غلغلک دهند یا به شوخی شما را دست بیندازند تا شما را به خنده وادارند .البته ، مردی که ذاتا آرام باشد ممکن است آرام بگیرد چرا که می هراسد.
کلمات
زمانیکه مردی از شما تعریف می کند ، این یکی از نشانه های خوب علاقمندی او به شماست. مراقب باشید که وی با تعاریفی که از شما می کند از طریق ظاهر و حرفهای شما به طور درستی شخصیت تان را شناخته باشد. در حالیکه جذابیت فیزیک یک الزام برای برقراری یک ارتباط است اما او باید از درون شما نیز به خوبی آگاه باشد تا این رابطه با دوام و پابرجا باقی بماند.

برچسب‌ها: 10 علامتی که می توانید بفهمید پسری به شما جذب شده

تاريخ : سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 9:38 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

امتحان کنید

۱ بار امتحان کنید...

روی نقاط رنگی روی بینی در عکس تمرکز کنید، تا ۳۰ بشمارید، حالا به دیوار یا سقف سفید رنگ یا هر

 جایی که سفید یکدست باشد نگاه کنید و شروع به پلک زدن کنید.

 

تبریک! شما فقط با مغزتان یک نگاتیو را ظاهر کردید

 


برچسب‌ها: امتحان کنید

تاريخ : دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ | 10:58 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

یادگیری زبان بدن خانم ها و زنان

به انگشتانش به دقت نگاه کنید

اگر او دستانش را در لای موهایش فرو ببرد، سعی در جلب توجه شما دارد.همچینین طرز لمس کردن موها نیز بسیار مهم است.این به شما اطلاعاتی در مورد طبیعت و فطرت او می دهد. اگر او این کار را به آرامی انجام دهد، شما با یک فرد باهوش و متخصص در زمینه هنر عشق مواجه شده اید…

 

حال اگر این کار سریع صورت گیرد، حاکی از کم حوصلگی و تعجب فرد است.

اگر او لبه ی عینک را با انگشتانش لمس کند، روانشناسان آن را بر اساس عقیده ی زیگموند فروید (او بحث هایی را در مورد شیوه ی عملکرد مغز انسان در خصوص غرایز جنسی مطرح کرد)، این حرکت را ناشی از غرایز جنسی می دانند. این تئوری توسط زنانی که این کار را برای جلب توجه مرد مورد نظر انجام می دهند، به تایید رسیده است. لمس کردن موها به صورت جذاب نشانه ی آرامی، کنترل کردن خود و منتظر بودن است؛ پس فرصت را از دست ندهید و به کنار او بنشینید.

حواستان را به هر گونه برخورد بدنی جمع کنید

اگر او شما را به هر گونه لمس کند، معمولا نشانه ی خوبی است؛ البته به استثنا شرایطی که از دست شما عصبانی است و از شما درخواست می کند که محل را به سرعت..

ترک کنید.اگر او به آرامی شانه های شما را در حال خندیدن لمس کند، یا به طور کلی به دنبال راهی باشد که شما را لمس کند، نظر شما را جلب کند ویا خود را به بغل شما بیاندازد، او مطمئننا به شما علاقه مند است.

دست و شانه هایش را به خوبی زیر نظر بگیرید

اگر او چانه اش را بر روی دست هایش قرار داده است و به نظر می رسد که در حال فکر کردن است، این امر همیشه نشانه ای از مغلوب شدن او توسط ظاهر شما نیست، بلکه در حلت کلی به سوال هایی که در ذهنش پدید آمده است، فکر می کند:” آیا این مرد شایسته من است؟”. شما جواب را می دانید ولی او به کمی زمان نیازمند است. اگر که می خواهید از را در انتخاب تصمیم صحیح کمک کنید، فقط بسیار محترمانه و مودبانه رفتار کنید. البته گوشه ای از شوخ طبعی خود را نیز نشان دهید.

اگر او دست به سینه نشسته است، احتمال ناراحتی با وزنش یا اذیت شدن از موضوعی وجود دارد.این بدترین چیز ممکنی است که شما می توانید با آن مواجه شوید.این حالت حاکی از حقیقتی است که شما بدترین حالت ممکنه را در او ایجاد کرده اید و او به هیچ وجه نمی تواند به شما اعتماد کند. در این شرایط هیچ چیز نمی تواند به شما کمک کند؛ حال لطیفه های زیبا یا بدنی زیبا و عضلانی. تنها چیزی که شاید به شما کمک کند این است که از او روی برگردانید وبا خنده به طرف دیگری حرکت کنید. وانمود کنید که به او علاقه مند نیستید. به او بگویید که شما باید به زودی بروید و آنجا بشینید و با او صحبت کنید. بگذارید که او ببیند که شما با دیگران روابط گرمی دارید، با زنان و یا افراد دیگر صحبت کنید تا او احساس دلتنگی کند. در این حالت شاید که او دوباره به پیش شما بازگردد.

طرز تفکر خود زن در مورد دست هایش بسیار مهم است.اگر او برای مدت طولانی به آنها خیره شود، شاید از علاقه ی او به شما باشد (البته با کمی نگرانی). اگر او بسیار خجالتی است، قادر به نگاه کردن به شما نخواهد بود.دلیل دیگر این رفتار شاید به دلیل چیزی باشد که او را ناراحت می کند.(شاید خود شما باعث ناراحتی باشید)

به لب هایش نگاه کنید

اگر زنی لب هایش را هر چند دقیقه یک بار خیس کند، از دو حالت خارج نیست: یا این کار را از روی عادت انجام می دهد و یا این که مشتاق است که نظر شما را نسبت به لب هایش جلب کند که دیر یا زود او را ببوسید.

اگر زنی لب هایش را می جود، به او کاری نداشته باشید- همه چیز رو به راه است.اما گاهی این امر ناشی از استرس فرد است.چرا؟ شاید به این خاطر که به آنها به صورت کنجکاوانه نگاه می کنید و یا این که او به طور غیر مستقیم او قصد جلب توجه شما را دارد.

چشمانش را زیر نظر بگیرید

بنابر عنوان های معروف و نویسنده های رمان های عاشقانه حرکت سریع پلک ها حاکی از آن است که زن می خواهد که نظر مرد را نسبت به خود جلب کند. آنها منتظر لطیفه های شما و خنده هایتان نیستند. اساس زیست شناسی به ما می گوید که وقتی ما از چیزی (یا کسی) خوشمان می آید، چشم هایمان باز می شود و وقتی چیزی را دوست نداریم، آنها کوچکتر می شوند. پس اگر چشم هایش باز شده است، می تواند نشانه ی خوبی باشد و اگر کوچک شوند، علامت خوبی نیست. هر چند که این روش بی عیب و نقص و کاملا درست نمی باشد. البته لازم به ذکر است هنگامی که فرد در محیط تاریک قرار می گیرد چشم هایش بازتر می شود، و هر چه محیط روشن تر شود چشم انسان بنابر مقدار روشنایی بسته تر می شود.

به پاهایش دقت کنید

تحقیقات زبان بدن تاکید می کنند که اگر زنی پاهایش را روی یکدیگر بیاندازند و یا آنها را تکان دهند ( به طوری که تا نیمه کفش از پایش خارج شده باشد)، بیانگر حرکتی برای جلب توجه جنس مخالف است. این معنا هنگامی که زن پاهایش را باز می کند به اوج خود می رسد. این حرکت یک سمبل عقیده زیگموند فروید می باشد. نقطه ی مقابل این نشانه هنگامی است که او پاهایش را در کنار یکدیگر قرار می دهد.

اگر پاهایش به شما اشاره می کند بدان معناست که او به شما علاقه دارد. اما این امر هنگامی صادق است که به او چیزی نگویید که توجهش را جلب کند.

نکات:

توجه داشته باشید که آیا هنگامی که شما به طرف او حرکت می کنید روی خود را برمی گرداند, این می تواند نشانه ی بدی باشد یا شاید این که او نمی خواهد توجهش را به شما جلب کند.

همین طور شما می توانید از حقه ی ساعت استفاده کنید. به طور ناگهانی به ساعت نگاهی بیاندازید و بعد به او نگاه کنید، اما نه وقتی که از گوشه ی چشم به او نگاه می کردید. هر چیزی در اینجا به شما کمک می کند.اگر او جایی را نگاه می کرد که شما هم داشتید نگاه می کردید، احتمالا به شما نگاه می کرده است. اما بدانید که شاید او با خود فکر کرده است شما به چیزی عجیب یا خطرناک و یا جالب نکاه می کردید و کنجکاو بوده که بداند آن چیست.

اخطار:

تمامی زنان زبان بدن یکسان ندارند! این مراحل برای تمامی زنان جواب نمی دهد؛ حال خجالتی هستند یا به دلیل عوامل دیگر.

زنان از این که سر تا پایشان را ببینید خوششان نمی آید.

بعضی مردان هنگامی که با زنان جذاب صحبت می کنند، این کار را به طور مداوم انجام می دهند. هر زنی این کار را زشت و بی ادبانه برداشت می کند هنگامی که متوجه می شود چشمان شما در حال گشت و گذار اندام اوست (مخصوصا در اولین ملاقات). سعی کنید که در این شرایط خود را کنترل کنید.

صحبتی کوتاه راه حل شماست.او را مجبور کنید که بیشتر صحبت کند؛ در این شرایط فکر می کند که شما شنونده ی خوبی هستید. البته گاهی اوقات زنان دوست دارند که مردان ریشه کلام را در دست بگیرند. سعی کنید به دنبال چیزهایی باشید که با هم در آن تفاهم دارید و بیشتر به آنها اشاره کنید. بیشتر زنان از صحبت از ورزش و بازی ها خوششان نمی آید. پس مطالب دیگر مانند حیوانات، کتابها، موسیقی، شهر بازی ها، رنگها، طبیعت، فیلم ها را امتحان کنید؛ سریال های طنز انتخاب خوبی می تواند باشد، پس سعی کنید کارهای خنده دار انجام دهید و ادای مردم را در بیاورید (ولی مراقب باشید که بی ادبی نکنید تا زمانی که اطمینان حاصل کنید که او از آنها بدش می آید، صداهای خنده دار ایجاد کنید و یک مقدار سر به هوا عمل کنید، ولی مطمئن شوید که او بداند که شما این کار را برای خنده انجام داده اید.


برچسب‌ها: یادگیری زبان بدن خانم ها و زنان

تاريخ : دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ | 10:56 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

قانون جذب یا Law of Attraction (نیل به اهداف)

تا بحال در چندین پست در مورد مباحث جانبی قانون جذب مطالبی عنوان شد اما تا به امروز در مورد خود قانون جذب و اینکه قانون جذب چیست صحبت خاصی به میان نیامده که آن هم به این دلیل بود که بیشتر افراد و بخصوص خوانندگان این وبلاگ در مورد این قانون کم و بیش می‏دانند. اما امروز با توجه به ایمیلی که از یکی از خوانندگان دریافت نمودم؛ لازم دانستم که در مورد قانون جذب یا همان «Law of Attraction» چند خطی را بنویسم.

law of attraction

قانون جذب یکی از سلسله قوانینی است که بر زندگی ما جاری بوده ولی بسیاری از افراد از آن بی‏خبرند. همانند قانون جاذبه زمین که تا قبل از آنکه نیوتن آنرا کشف کند هیچ کس از آن خبری نداشت اما آن قانون به قوت خود بر طبیعت جاری بود. قانون جذب بر زندگی ما جاری و ساری است چه بدانیم و چه ندانیم، ما از آن استفاده می‏کنیم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ولی چه بهتر که آنرا بشناسیم و اهداف خود را طبق این قانون برنامه‏ریزی کنیم.

پیشینیان ما از این قانون در زندگی خود استفاده می‏کرده‏اند بدون آنکه از آن خبری داشته باشند و به صورت ناخودآگاه خواسته‏های خود را برآورده شده می‏دیدند پس ما هم می‏توانیم به راحتی از این قانون در زندگی خود کمک بگیریم.

قانون جذب می‏گوید : هر فکر و نیتی که ما در ذهن و دلمان می‏گذرانیم دارای انرژی است پس ما با فکر کردن و نیت کردن در ذهن و دل، یک پرتو انرژی به کائنات ساتع می‏نماییم که آن انرژی به صورت تجسم یافته به ما بازخواهد گشت و ما در واقع شکل تجسم یافته و مادی آن انرژی (فکر و نیت) را جذب می‏کنیم.

به عبارت ساده تر:

هرآنچه که ما تصور کنیم، آنرا تجسم یاقته (به شکل مادی) خواهیم داشت. (=عینیت یافتن ذهنیات)

و یا هر آنچه که در مورد آن فکر کنیم، آنرا به زندگی خود وارد کرده‏ایم؛ تمرکز بیشتر، ورود آن به زندگی قطعی‏تر.

اما کیفیت شکل تجسم یافتۀ آنچه که ما تصورش را کرده بودیم بستگی به شدت تمرکز و توجه ما به نیت و خواسته‏مان دارد. به عنوان مثال اگر ما خواهان یک عدد دوچرخه هستیم، بسته به میزان توجه ما به خواسته‏مان، یعنی در طول روز دنبال آن بودن و پی آنرا از دوست و آشنا گرفتن، خریدن آن، شکل آنرا ترسیم کردن و خیابانها را با آن دور زدن و تمیز کردن آن و … آنرا به شکل بهتر و کاملتر – یا حتی سریعتر –  جذب می‏کنیم.

چگونه جذب کنیم؟

اینکه چگونه می‏توان خواسته‏ها و نیات را با کمک این قانون برآورد و در واقع آنها را جذب کرد خود ساعتها جای بحث و گفتگو توسط افراد متخصص و صابنظر دارد که در این پست به ۴ مورد کلی اشاره می‏شود اما به زودی در پستی با مضمون “چگونه جذب کنیم و هدف گزینی و دستیابی به اهداف” به طور کامل مطرح خواهد شد.

۱ – دقیقا بدانیم چه می‏خواهیم (با جزئیات و مختصات).

۲ – از کائنات خواستۀ خود را بخواهیم.

۳ – چنان رفتار کنیم که گویا هم اکنون و مدتی است که این خواسته برآورده شده است.

۴ – آمادۀ دریافت خواستۀ خود باشیم و خواسته را بحال خود رها کنیم (وابسته نشویم).

چه چیزهایی در روند قانون جذب تاثیرگذارند؟

چندین عامل وجود دارد که بر رویۀ جذب خواسته‏ها و نیات ما تاثیرگذارند و در اینجا به چند مورد آن اشاره می‏نمایم.

۱ – اعتقاد کامل به قانون جذب و قدرت فکر : به این معنا که هر چقدر اعتقاد ما به این قانون عمقی‏تر و شدیدتر باشد، روند نیل به اهداف و خواسته‏ها سریعتر و با کیفیت‏تر بوده و باعث برانگیختن کمک کائنات می‏شویم.

۲ – اعتقاد به اینکه در این هستی هرشخصی و هرچیزی در روند نیل به اهداف و خواسته‏ها به کمک ما می‏آیند : این مسئله خیلی مهم است. وقتی ما بدانیم که از لحظه‏ای که سرمان را از بالشت جدا می‏کنیم تمام هستی منتظر ارادۀ ماست تا به کمکمان بیاید، خیلی بهتر جذب می‏کنیم. اصلا باید مطمئن باشیم که تمام کائنات دوست دارند که ما به خواستۀ مثبتمان برسیم. هیچ چیزی و هیچ شخصی و هیچ جریانی نیست که در جهت مخالف ما حرکت کند. مخالفت‏های سطحی هم در جریان موافق ما هستند. برای مثال حتی کلاغ روی درخت هم به ما کمک می‏کند تا کاغذ آگهی فروش اقساطی دوچرخه را برایمان پایین بیندازد. حتی همسایه‏ای که عمری با او مشاجره داشته‏ایم نیز یک روز دوچرخه‏اش را به خاطر گم کردن کلیدش در خانۀ ما ‏می‏گذارد…

۳ – نیت و هدف ما باید مثبت و در جهتی بوده که به ضرر کائنات نباشد : این قسمت نیاز به توضیح خاصی ندارد ولی برای مثال ما به ندرت خواستۀ دزدی بانک سر کوچه را با کمک قانون جذب طلب می‏کنیم!

۴ – خالق کائنات را فراموش نکنیم : بعضی اوقات ما به شدت مطمئنیم که فقط و فقط باید به خواسته‏ای که مد نظرمان بوده برسیم اما می‏بینیم که خواستۀ خود را به نوعی دیگر دریافت نموده‏ایم. مثلا به جای دوچرخه سه چرخه گیرمان آمد و یا یک موتورسیکلت که این قضیه به صلاح ما شکل خواهد گرفت ( تشخیص خالق کائنات و او که بهتر از هرکسی خیر و شر ما را می‏داند). در مورد این موضوع در پست‏های آینده با عنوان “تغییر شکل خواسته‏ها در قانون جذب” مطلبی خواهم نوشت.


برچسب‌ها: قانون جذب یا Law of Attraction , نیل به اهداف

تاريخ : دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ | 10:52 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

چرا قانون جذب برای برخی از ما ۱۰۰% جواب نداده و یا برعکس عمل کرده است؟

برخی از خود می پرسند : چرا علیرغم آنکه فیلم های بی شماری در زمینه قانون جذب دیده و دهها کتاب در مورد آن مطالعه کرده ام، اما این قانون در مورد من صدق نمی کند و یا حتی در بسیاری از موارد نیز، برعکس عمل کرده است؟

بارها در مراجعات مکرری که به من می شود ، با افرادی روبرو می شوم که می گویند: ” آقای سیناتهرانی ! چرا قانون جذب برای ما ۱۰۰ صددرصد جواب نمی دهد؟ و یا این قانون در موارد جزئی خوب عمل می کند اما در موارد مهم و ضروری؛ نظیر داشتن همسردلخواه ، ثروت فراوان ، تحصیلات بالا، شغل خوب، درآمد عالی، سلامت جسمانی  و … کارایی ندارد. “

سال گذشته دختر ۲۸ ساله ای در آغاز اولین جلسه کلاس خصوصی آموزش قانون جذب می گفت: ”  من علیرغم اینکه از خواهرم زیباتر و خوش اندامتر هستم و بر خلاف او به قانون جذب اعتقاد داشته و از آن استفاده کرده ام، ولی تاکنون موفق نشده ام که همسر دلخواهم را بیابم. اما او اکنون با همسر ایده آلش زندگی می کند و بسیار خوشبخت است. حقیقتاً نمی دانم چرا من همیشه پسرهای بدردنخور و بنجل را جذب خود می کنم. آقای تهرانی من همه چیز را درباره راز و قانون جذب می دانم. من در این رابطه دهها کتاب و مقاله مطالعه کرده و ساعتها فیلم در این خصوص دیده ام، اما انگار بخت با من یار نیست و این قانون در مورد من جواب نمی دهد.”

براستی چرا این دختر جوان با وجود اطلاعات وسیعی که در مورد قانون جذب دارد، قادر به جذب چیزهای دلخواه و یا فردی که دوست دارد، نیست؟

خانم دیگری در جلسه مشاوره رهایی از ترس می گفت: ” جناب سیناتهرانی ! من به شدت نگران مرگ پدر و مادر و نزدیکانم هستم. بسیاری از اوقات در افکار خود مرگ آنها را مشاهده می کنم. به عنوان مثال همین چند شب پیش بود که تصور می کردم مادرم با سر و صورتی خون آلود بر روی تخت بیمارستان در حال جان دادن است. آقای تهرانی من این تصویر را با تمام جزئیاتش در ذهنم می دیدم. متأسفانه در بسیاری از موارد تصورات من به واقعیت تبدیل می شود و اطرافیانم دچار حادثه و یا بیماری سختی می شوند. “

مرد جوانی که برای مشاوره در خصوص جذب چیزهای مثبت مراجعه کرده بود، اظهار می داشت : ! من قدرت خاصی در ذهنم دارم و وقتی تجسم می کنم که مثلاً برادرم مبتلا به یک بیماری سختی شده ، چند روز بعد خبر می رسد که او واقعاً دچار آن بیماری شده است. “

شخص دیگری در کلاس آموزش قانون جذب بیان می کرد که ” در طی دو سال اخیر بارها تغییر شغل داده ام، من فیلم راز را دیده ام و به آموزه های آن نیز عمل کرده ام اما قانون جذب نه تنها در مورد من درست عمل نکرده است، بلکه باعث شده تا من بی پولی و بدبختی بیشتری را جذب کنم. “

براستی چرا قانون جذب برای این افراد و یا شاید هم شخص شما، ۱۰۰% تا به حال جواب نداده و یا به قول آنها برعکس عمل کرده است؟

پاسخ بسیار ساده است : برای اینکه شما ۱۰۰% آن را یاد نگرفته اید. به عبارت دیگر شما هنوز همه چیز را درباره ی آن نمی دانید. شما همانند راننده ای هستید که فقط پدال گاز را می شناسد اما نمی داند که اتومبیل را چگونه باید هدایت کند؟ تا زمانیکه شما مهارت کامل در کنترل فرمان را کسب نکنید، به هیچ جایی نخواهید رسید، چون فقط گاز دادن را بلد هستید، و این اتفاقی است که اکنون برای شما رخ داده. شما حرکتی در درون خود احساس می کنید، اما نمی دانید که مقصد این حرکت کجاست؟ و یادتان باشد که نتایج نصفه و نیمه یعنی سردرگمی بیشتر… یعنی نتیجه ی منفی… یعنی شکست.

ممکن است بگویید من دهها کتاب در زمینه قانون جذب خوانده و فیلم های بی شماری نیز تماشا کرده ام. اما بازهم این قانون در مورد من صدق نمی کند.

من نیز باید اعتراف کنم که تا سن ۱۹ سالگی همانند شما فکر می کردم.  علیرغم اینکه در سخنرانی های اساتید برجسته قانون جذب شرکت می کردم و کتابهای زیادی نیز در این مورد مطالعه کرده بودم اما نه تنها در جذب چیزهای مثبت به زندگی ام ناکام بودم ، بلکه اتفاقات بد را جذب خود می کردم.  من مبتلا به بیماری زخم معده شدید بودم. مادرم هم به من اطلاع داده بود که از ترم بعد دیگر هزینه های تحصیلم را در دانشگاه پرداخت نخواهد کرد و بهتر است که به ایران برگردم.

در طی این مدت، روزهایی داشتم که بسیار سخت و طاقت فرسا بود و بارها از خودم می پرسیدم واقعاً باید چه کار کنم؟ و بالاخره تصمیم گرفتم که خودم زندگی ام را بسازم. به همین خاطر با یکی از اساتید خوبم در دانشکده صحبت کردم. او گفت که نگران شهریه دانشگاهت نباش من ترتیبی می دهم که بتوانی هزینه های تحصیلت را تأمین کنی.

در مورد قانون جذب نیز ایشان به نکته بسیار مهمی اشاره کرد و آن نکته این بود که هیچ استادی در جهان یافت نمی شود که همه اسرار علمی اش را در سخنرانی ها و یا کتابهایش بازگو کند. زیرا اگر اینگونه بود، اکنون هیچ فاصله ای میان کشورهای مختلف از نظر میزان پیشرفتهای علمی و اقتصادی در جهان وجود نداشت.

به ایشان عرض کردم : ” به این فکر افتاده ام که دنبال یک استاد قانون جذب بگردم اما نمی دانم چگونه چنین فردی را پیدا کنم، فردی که اسرار واقعی قانون جذب را به من بیاموزد ؟!!! “

ایشان فرمودند: ” یکی از دوستان صمیمی من از اساتید برجسته قانون جذب در آمریکاست، اجازه بده از او بپرسم که آیا حاضر است به تو و فرزند من که او نیز علاقه مند به این قانون است، آموزشهای لازم را بدهد.

خوشبختانه چند روز بعد استادم اطلاع داد که آن خانم با درخواست ایشان موافقت کرده است. چندی بعد آن شخص آموزش من و فرزند استادم را آغاز کرد و اینگونه شد که زندگی من نیز به تدریج شروع به تغییر کرد. من به نقطه ای رسیدم که فهمیدم چرا قانون جذب در مورد من صدق نمی کرده است.

صحبتهای استادم در این خصوص که هیچ استاد موفق و باهوشی در زمینه قانون جذب حاضر نمی شود اسرار واقعی کارش را در سخنرانی ها و نوشته هایش برملا سازد، کاملاً درست بود. من کتابهای آن خانم را که در زمینه قانون جذب نوشته بود، بارها و بارها خوانده بودم اما هیچ یک از مطالبی که در کلاس آموزشی اش ارائه می کرد را در آن کتابها ندیده بودم.

خوشبختانه آموزش های بسیار مفید آن خانم باعث شد تا من بتوانم روش بکارگیری صحیح قانون جذب را بیاموزم. بعدها از طریق ایشان با سایر استادان موفق قانون جذب آشنا شدم که روی من تأثیر معنوی عمیقی گذاشتند، استادانی که با من صحبت کردند و در لحظات بسیار سخت زندگی، مرا دقیقاً راهنمایی کردند. من با قانون جذب در عرض مدت یک سال و نیم، توانستم با بعضی از بزرگترین استادان حوزه موفقیت و بصیرت در جهان ملاقات داشته باشم و سوالاتم را از آنها بپرسم. معرفتی که آنها در خصوص قانون جذب به من آموختند، فوق العاده ارزشمند بود.

اکنون با اعتقاد و باور کامل نسبت به کسانی که معتقدند، قانون جذب کار نمی کند؛ می گویم: این جمله آنها مثل این می ماند که کسی بگوید، قانون جاذبه زمین کار نمی کند. قانون جذب همیشه کار می کند، عین قانون جاذبه زمین.

بخاطر قانون جاذبه زمین است که می توانید روی صندلی بنشینید و در فضا معلق نشوید و به سقف نخورید. اما اگر از این قانون بصورت اشتباه استفاده کنید و از یک ساختمان بلند بپرید، قطعاً آسیب خواهید دید. عین همین اتفاق نیز در مورد قانون جذب رخ می دهد. قانون جذب همیشه کار می کند و مشکل از آن نیست، بلکه مسئله در عدم آشنایی ما با نحوه بکارگیری صحیح این قانون است.

اگر فکر می کنید چون قانون جذب را بکاربسته اید اما جواب دلخواه خود را نگرفته اید پس این قانون درست نیست، آن به مثابه این است که  لامپی را در سرپیچ بپیچید و دو شاخه را به برق بزنید اما لامپ روشن نشود، آیا شما مقابل پریز زانو می زنید و با التماس می گویید تو را به خدا کارکن و لامپ را روشن کن. آیا به پریز می گویید که در مورد قانون الکتریسیته فکر کرده اید و با این قانون هم هماهنگ بوده اید اما با این وجود نتوانسته اید لامپ را روشن کنید، پس به پریز می گویید: ای پریز به من کمک کن تا به برق برسم.

قطعاً هرگز اینکار را نمی کنید بلکه به این می اندیشید که حتماً یک چیزی اشتباه است. لامپ را چک می کنید و همینطور سیم رابط و دوشاخه و فیوز را تا قطعه خراب را عوض کنید.

نتیجه اینکه می دانید که باید کاری انجام دهید تا همه چیز را با الکتریسیته هماهنگ سازید. در مورد قانون جذب هم قضیه فرقی نمی کند و عیناً شبیه همین است. وقتی می گویید قانون جذب عمل نمی کند و یا به اشتباه عمل کرده است، حتماً مشکلی وجود دارد که باید رفع بشود و آنهم کسب مهارت لازم در انجام صحیح این قانون است.


برچسب‌ها: چرا قانون جذب برای برخی از ما ۱۰۰ , جواب نداده و یا برعکس عمل کرده است

تاريخ : یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ | 22:36 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

۳۰ تصمیم جدیدی که افراد ۲۰ تا ۳۰ ساله می توانند در سال جدید بگیرند

 new-year

 

سال جدید داره شروع میشه و الان دیگه وقتشه که تصمیماتی برای سال نو بگیرید. دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی زمانیکه چیزهایی را در مورد خودتون یاد می گیرید و در واقع شخصیت آینده تون را شکل می دید. الان زمان یادگیری از اشتباهات و شکل دادن شخصیت آینده تون هست. به همین خاطر در اینجا در مورد ۳۰ تصمیمی  که افراد ۲۰ تا ۳۰ ساله می تونن در سال ۱۳۹۴ بگیرند، می خواهیم صحبت کنیم.

۱. کاری را که قبلا شروع کردین، تموم کنین بیشتر وقت ها اینقدر سرتون شلوغ میشه که نمی تونین کاری را که قبلا شروع کردین، تموم کنید یا اینکه رفته رفته علاقه تون را به این کار از دست می دید و نسبت به اون بی انگیزه می شین. در هر حال، مساله حیاتی اینه که اگه کاری را که شروع کردید تا آخر اونو انجام بدید. اگه فکر می کنین که نمی تونین کاری را انجام بدین یا اینکه دیگه علاقه ای به این کار ندارین، بهتره که از همون اول اصلا سراغ این کار نرید. وقتی که یک پروژه را با موفقیت تموم می کنین یا حتی یه مهلت را برای اتمام کار تعیین می کنید، نوعی احساس موفقیت در درون شما بوجود میاد. تمام کردن کارهایی که قبلا شروع کردین، تبدیل به یه عادت میشه، یه عادت خوب. کم کم شروع کنید تصمیماتی را که تو سال جدید گرفتین، به مرحله عمل در بیارین.

۲. نحوه تصمیم گیری را یاد بگیرین الان که وارد بیست سالگی شدین و یک فرد بزرگسال محسوب می شین،وقتشه که کم کم برای خودتون شروع به تصمیم گیری کنین. البته استفاده از نصیحت های پدر و مادر هم خیلی خوبه ولی در نهایت این تصمیمات مربوط به زندگی شما میشه. ممکنه تصمیماتی بگیرین که عالی باشن یا ممکنه تصمیماتی بگیرین که افتضاح باشه یا خوب از آب در نیاد. اما زندگی اینطوره و کاریش نمیشه کرد. اما در نهایت این شما هستین که مسئول زندگی خودتون هستید و زمانی که تصمیماتی را می گیرید که می تونین اونا را کاملا مدیریت کنید، احساس خوشحالی می کنین.

۳. سعی کنین که با مسائل برخورد منطقی داشته باشین گاهی اوقات فقط بر اساس احساسات تصمیم می گیرین. این خیلی خوبه، اما منطقی بودن باعث می شه که کمتر اشتباه کنین. باور کنین احساساتی بودن هیچ اشکالی نداره اما برخورد غیر منطقی با مسائل، مانع پیشرفت شما میشه. پشتیبانی از تصمیمات منطقی در صورت نیاز خیلی راحت تره. علاوه براین، منطقی بودن باعث میشه که طرز فکر شما در مورد موقعیت ها متفاوت باشه و ممکنه باعث بشه که چشمانتون را بر روی مسائلی باز کنید که قبلا نمی تونستین اونا را با استفاده از احساسات درک کنین.

۴. به علاقه هاتون توجه بیشتری داشته باشین آدم فقط یه بار به دنیا میاد، بنابراین کاری را که دوست دارین، انجام بدین. در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی، وقت بیشتری دارین تا بر خودتون و کارهای لذت بخش تمرکز کنین. ممکنه مشغول کاری باشین که خیلی دوستش نداشته باشین، اما وقتی به خونه میرید و کاری را که دوست دارین انجام میدین، این می تونه نظر شما را کلا تغییر بده. اگه به مسائل مورد علاقتون توجه نداشته باشید، زندگی بیشتر از اون چیزی که انتظار دارین یکنواخت و تکراری می شه و هیچکس دوست نداره زندگیش تکراری بشه.

۵. رویاهاتون را دنبال کنین، اگه الان این کارو نکنین، دیگه بعدا فرصتی پیش نمیاد اگه رویایی را در سر دارین، به دنبال تحقق اون باشین. بیشتر مردم رویاهایی دارن و الان حسرت می خورن که ای کاش اونا را دنبال کرده بودن، اما هرگز تصورش نمی کردن که بتوانن به او رویاها دست پیدا کنن. تا زمانی که کاری را امتحان نکنین، نمی دونین که تو اون کار موفق میشین یا نه. سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی زمان زندگی و یادگیری است. پس هیچ موقعیتی بهتر از این دوران برای دنبال کردن رویایی که تو ذهن دارین، نیست. مساله این نیست که وقتی که پیرتر میشین نتونین رویاهاتون دنبال کنین بلکه از اینکه زودتر به دنبال تحقق این آرزو نرفتین، احساس پشیمانی می کنین.

۶. زمان کمتری را صرف تمرکز بر مسائل پیش پاافتاده کنین ممکنه به سادگی گرفتار بازی دوستان، خانواده یا حتی گرفتار بازی روزگار بشین. سعی کنین در مورد این مسائل کمتر فکر کنین و بیشتر به مسال مهم تو زندگی تون بپردازین. این کار به شما کمک می کنه از شر مسائل کم اهمیت خلاص بشین و فرصت بیشتری برای پرداختن به مسائل مهمتر داشته باشین. اگه یه مساله برای شما اهمیتی نداشته باشه، پس دیگه چرا می خواین این همه وقت را صرف اون کنین؟

۷. وقت بیشتری را با اعضای خانوادتون بگذرونین ممکنه در دوران نوجوانی خوانواده تون را نادیده بگیرین و به نظر برسه که دوستانتون اهمیت بیشتری برای شما داشته باشن. این مساله در سنین ۲۰-۳۰ سالگی تموم میشه و به این درک میرسین که خوانواده همیشه و در تمام موقعیت ها در کنار شما هست. البته ممکنه این احساس را در مورد برخی از دوستانتون نداشته باشین. زمانی که بیشتر با خانواده تان هستید، متوجه می شید که خانواده از اونچه که قبلا تصور می کردید، بیشتر باعث خوشحالی شما میشه. پس الان که می تونید از بودن با خانواده لذت ببرید.

۸. با افرادی که لازم نیست تو زندگی شما باشن، قطع رابطه کنین مساله دیگری که ممکنه دوران ۲۰-۳۰ سالگی را تغییر بده، اطرافیان شما هستن. سعی کنین از شر افرادی که افکار منفی دارن، خلاص بشین و فقط افرادی را در کنار خودتون نگه داراین که باعث پیشرفت شما در زندگی میشن. زندگی اونقدر کوتاهه که که نباید خودتون از لذت معاشرت با دیگران محروم کنین. پس چرا وقتتون را با افرادی که باعث دلسردی و افسردگی شما میشن بگذرونین؟

۹. تمرکز بر داشتن صداقت چقدر خوبه که برای یک لحظه هم که شده واقعا خودتون باشید چونکه دروغگویی انسان را به جایی نمی رسونه. در سال ۱۳۹۴ تصمیم بگیرید که با داشتن صداقت، فرد بهتری باشین. نه تنها با دیگران بلکه با خودتون هم صداقت داشته باشین. ممکن است همیشه با صداقت نتونین به اهدافتون دست پیدا کنین، اما مطمئن باشین از اینکه صداقت به خرج دادین احساس بدی به شما دست نمی ده. داشتن صداقت را در اولویت قرار بدین و به محض اینکه داشتن صداقت را سرلوحه خودتون قرار دادین، نسبت به اونچه که قبلا انتظار داشتین، موفقیت بیشتری نصیبتون می شه.

۱۰. حفظ تناسب اندام در زمانی که بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی قرار دارین، سیستم سوخت و ساز بدن شما شروع به تغییر می کنه. دیگر نمی توایند ورزش نکنین اما تناسب اندام داشته باشین. روزهای خوب گذشته که هرچی را که دوست داشتین می خوردین و هیچ تغییری در بدنتون ایجاد نمیشد، دیگه حتی توی خواب هم نمی تونین ببینین. اگر از همین الان برای حفظ تناسب اندامتون کاری انجام ندید، این کار سخت تر و سخت تر میشه. عادت انجام فعالیت های بدنی بیشتر را در خودتون پرورش بدین و مطمئن باشین که ثمره این کار را در کل زندگیتون احساس می کنین.

۱۱. تغییر در عادت های خوردن داشتن سلامتی برای هر کسی کار آسونی نیست اما مسلما داشتن سلامتی بسیار ارزشمند هست. به محض اینکه شروع به خوردن غذاهای سالمتر می کنین، احساسی که در درون شما ایجاد میشه، شما را شگفت زده می کنه. احساس بهتری در مورد خودتون خواهید داشت و علاوه براین رفته رفته احساس خوبی را در بدن و جسم تون مشاهده می کنین. در کنار استفاده از مواد غذایی سالم تر، آب بشتری نیز بنوشید. این کار تاثیر خوبی بر بدن و پوست شما میذاره. تغییر عادت های غذا خوردن در دوران ۲۰-۳۰ سالگی، کمک می کنه که در آینده فردی سالم تری باشین. ممکنه ایجاد این تغییر کار سختی باشه، اما هرگز این کارو رها نکنین.

۱۲. تلاش جهت داشتن ذهنی سالم این کار شباهت زیادی به حفظ تناسب داره. ذهن و روان شما به اندازه بدن شما اهمیت داره. امروزه برنامه های کاربردی زیادی وجود داره که می تونید روی گوشی تلفنتون نصب کنید تا با کمک اونا تمرینات ذهنی را انجام بدین. این برنامه ها عالی هستن اما روش قدیمی یعنی کتاب خوندن را فراموش نکنین. کتاب خوندن و مطالعه را دوباره در این سن شروع کنین و قدرت تخیل تون را افزایش بدین. کمتر تلویزیون تماشا کنین و به جاش مطالعه کنین. حتی ممکنه مطالعه یه روش خوب برای فرار از این دنیای آشفته و پرتلاطم باشه.

۱۳. داشتن استقلال بیشتر خوشبختانه در دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی، مرحله ای از راه می رسه که از زیر چتر حمایت های پدر و مادرتون بیرون میاین و بتدریج زندگی مستقلی را برای خودتون شروع می کنین. ممکنه مستقل بودن یه تغییر دلهره آوره باشه اما راه بهتری برای درک شخصیت و ماهیت خودتون ندارید. تو ی سال نو سعی کنین برای خودتون کار کنید. این کار باعث میشه که برای بدست آوردن شادی و خوشبختی به کسی وابسته نباشین.

۱۴. زمان بیشتری را در تنهایی سپری کنین در دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی مراحل غیرعادی را پشت سر می ذارین تا بتونید شخصیت واقعی خودتون درک کنید. زماانی که همیشه در کنار دوستان، افراد تاثیرگذار و خانواده هستین، نمی تونید به شخصیت واقعی تون پی ببرین. بنابراین، بعضی وقت ها را در تنهایی صرف کنین و از این کار لذت ببرین. در مورد مسائل مورد علاقتون و مسائلی که دوست ندارین، فکر کنین. یعنی به مسائلی که باعث خوشحالی یا نارحتی تون میشه بیندیشین. تنها بودن به شما این اطمینان را میده که هیچکس بر افکارتون تاثیر نمی ذاره. درون ذهن خود را مورد کاوش قرار بدین تا متوجه بشین که دوست دارید تو آینده چه شخصیتی داشته باشین.

۱۳. تلاش جهت تقویت حس اعتماد به نفس زمانی که وارد دومین دهه زندگیتون میشن ممکنه در مورد خودتون دچار شک و تردید بشین. ممکنه همه چیز آنظور که دوست دارین پیش نره اما نباید اجازه بدین این مساله باعث ناراحتی تون بشه. صرف نظر از طرز فکر دیگران در مورد شما، بدونید که فرد فوق العاده ای هستین. داشتن احساس اعتماد به نفس به شما در شغلتون، در رابطه تون و احساسی که نسبت به خودتون دارین، به شما کمک می کنین. نگران اینکه دیگران چه تصوری از شما داران، نباشین و سعی کنین به این مساله فکر کنید که چه خدمتی می تونین به مردم دنیا بکنین.

۱۶. از رویدادهای جاری مطلع و باخبر باشین یادتون میاد که تو دبیرستان زمانی که می خواستین یه رویداد را برای بقیه تو کلاس تعریف کنین، چه حسی داشتین؟ با وجود اینکه این اتفاق به مدتها پیش بر میگرده، اما هممون هنوز هم به خاطر داریم که چقدر از این کار بدمون می اومد. اما وقتی که وارد ۲۰ سالگی میشین، خیلی مهمه که از رویدادهایی که اطرافتون اتفاق میفته باخبر باشین. به روز بودن به شما کمک می کنه که اطلاعات بیشتری داشته باشین و بتونین در مورد دیدگاه های سیاسی تون خودتون تصمیم گیری کنین. علاوه براین، صحبت کردن در مورد رویدادهای جاری به شما در این زمینه کمک می کنه.

۱۷. نحوه برقراری ارتباط موثر ارتباطات تمام حوزه های زندگی را در برمی گیره. داشتن ارتباطات موثر تو شغل و روابط تون به شما کمک می کنه. بیشتر اوقات سوء تفاهم ناشی از ناتوانی در برقراری ارتباط است. در صورتی که بتونید افکار و ایده هاتون را با افرادی که در حال تعامل با آنها هستید، منتقل کنید، متوجه می شید که زندگیتون خیلی ساده تر میشه و اینطوری سوء تفاهم ها هم کمتر اتفاق میفته.

۱۸. تلاش جهت برقراری ارتباط معنی دار زمانی که وارد ۲۰ سالگی می شید، سعی کنید بفهمید دوستان واقعی تون چه کسانی هستند. برخی از افرادی که همیشه باهاشون سر و کار دارید، بتدریج مسیر زندگی متفاوتی را انتخاب می کنن. این مساله کاملا عادیه. در سال جدید، داشتن روابط معنی دار و پایدار را در اولویت قرار دهید. این کار را می تونید از طریق داشتن ارتباطات شبکه ای در محل کار یا به سادگی با برقراری ارتباطات جدید در روابط شخصی انجام بدین. در دوران بیست سالگی متوجه می شین که ارزش نداره که بخاید هرکسی را بشناسید اما افرادی وجود دارن که تصور زندگی کردن بدون وجود اونا غیر ممکنه. بنابراین بهتره که این افراد را پیدا کنین و از وجودشون تو زندگیتون بهره ببرید.

۱۹. روابط رمانتیک و عاشقانه پایدار را حفظ کنید زمانی که جوانتر هستین روابط رمانتیک برقرار می کنین زیرا این یه کار لذت بخش هست. از بودن در کنار برخی افراد لذت می ین یا شاید بودن در کنار این افراد به نوعی به شما فایده برسونه. اما در هر حال، می دونستید که این روابط از حالت فعلی فراتر نخواهد رفت. وقتی که وارد دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی میشید، اگر حس کردید این روابط یکنواخت است و امکان تحول در آنها وجود ندارد، این روابط را رها کنید. وقت خودتون را به خاطر رابطه ای که هیچ فایده ای نداره، هدر ندهید. ممکنه هنوز جوان باشین اما دیگه دوست ندارید که وقتتون را به خاطر کسی هدر بدین که می دونین تا آخر تو زندگی تون باقی نمی مونه یا در نهایت از زندگی تون بیرون میره. وقتتون را صرف کسی کنین که واقعا دوستش دارین.

۲۰. شاد زندگی کنید این تصمیم می تونه بیشتر از سایر تصمیم ها به شما تو زندگی کمک بکنه. اگر اکنون احساس شادی نمی کنین، سعی کنین زندگیتون متحول کنین. دوران بین ۲۰-۳۰ سالگی بهترین دوران زندگی شما است. در این دوران نسبت به هر دوران دیگری بی خیال تر و سبکبارتر هستین. پس این دوران را با نارحتی و غم و غصه به هدر ندین. نمی تونم بگم که چطوری احساس شادی را در درون خودتون ایجاد کنید، اما می تونم اینو بهتون بگم که به محض اینکه به این شادی دست یافتین، تمام زندگیتون تغییر می کنه. فقط به خودتون فکر کنید و از موفقیت های کوچولو که تو زندگیتون به دست میاد، لذت ببرین.

 

۲۱. خودتون را باور کنین چرا خودتون را باور ندارید – باید بدونین که هم مثل بقیه آدما هستین. در سال جدید سعی کنید که حس اعتماد و باور به خودتون را تقویت کنین. شما خودتون بهتر از هر کس دیگری می شناسین. اگه به خودتون باور نداشته باشین، دیگران هم اعتقادی به شما نخواهند داشت. اگر تلاش بکنین متوجه می شین که چه فرد فوق العاده ای هستین.

۲۲. یافتن مربی/راهنما دوران ۲۰-۳۰ سالگی پر از تجاربی است ک برای اولین بار تو زندگی در شرایط مختلف باهاشون مواجه می شین. زمانی که با شرایط دشواری مواجه می شین یا هنگامی که نیاز به مشاوره دارین، مربی در کنار شما خواهد بود. ممکنه مربی کسی باشه که شما در زندگی اون را تحسین می کنین یا اینکه در محیط کار براش ارزش زیادی قائل هستین. بهرمندی از مشاوره در مورد شرایطی که قبلا فردی دیگری اونو تجربه کرده می تونه باعث بشه که اون موقعیت براتون ارزشمند باشه. به همین خاطر از گرفتن مشاوره ترسی به دل راه ندهید.

۲۳. تمرکز بر پیشرفت دوران ۲۰-۳۰ سالگی دوران تغییر و تحول در زندگی هست. به جای ناکامی ها، بر پیشرفت هایی که در درون شما و درکارتون ایجاد می شه توجه کنین. هر گامی که به سمت جلو برمی دارین یک نوع موفقیت هست که باید بهش توجه داشته باشین. در سال جدید به گذشته فکر نکنین و سعی کنین به آینده توجه داشته باشین. سعی کنین مسائلی را که منع پیشرفت شما میشن، فراموش کنین.

۲۴. ترک عادت های بد همه ما این گفته مشهور را که می گه ترک عادت موجب مرض میشه، بارها شنیدیم. دوران ۲۰ تا ۳۰ سالگی زمان ترک عادت های بد هست. ترک عادت های بد باعث میشه که زندگی سالمتری در آینده داشته باشین و البته ترک عادت های بد در این دوران خیلی راحت تر از زمانی هست که پیرتر می شین، عادت هایی مثل سیگار کشیدن، مشروب خوردن، نداشتن خواب کافی، غذا خوردن در حال بی رمقی، و خیلی از عادت های دیگه. الان وقتشه که این عادت های بد را ترک کنین و یک زندگی سالمتر را شروع کنین.

۲۵. استقبال از بحران های ۲۵ سالگی آیا امسال ۲۵ سالتون میشه؟ اینکه روز قبل و بعد از ۲۵ سالگی چه فرقی با هم داره،خیلی اهمیت نداره. اما یهو می بینید که ۲۵ سالتون شده و خودتون هم متوجه این مساله نبودین. به این سوالات فکر کنین: دارم با زندگیم چیکار می کنم؟ مقصدم کجاست؟ کی هستم؟ این سوالات را در ذهنتون مرور کنین. داشتن چنین افکاری خیلی عادیه. در ۲۵ سالگی یه تفاوت را در خودتون حس می کنید. حس می کنین که واقعا بزرگ شدین و باید به مسائلی مثل ازدواج، داشتن فرزند و انتخاب شغل فکر کنین. سعی کنید وسواس را از خودتون دور کنید و با این افکار زندگی کنین. ممکنه نیاز به ایجاد تغییر و تحول داشته باشید، اما باور کنین این تغییر و تحولات باعث می شه زندگی بهتری داشته باشین ۲۶. بدونید مسائلی وجود دارن که کنترل اونا در اختیار شما نیست در برخی مواقع در دوران ۲۰-۳۰ سالگی حس می کنین که هیچ کنترلی بر هیچ چیزی ندارین حتی برخی اوقات حس می کنید که نیاز دارین همه چیز را به دقت تحت کنترل خودتون در بیارید. در این صورت زندگی خیلی سخت میشه. اگر فردی هستید که می خواهید همه چیز را تحت نظر بگیرین، بدونید که نمی تونید همه چیز را کنترل کنین، مخصوصا در مواردی که به موقعیت های کاری ارتباط داره. ممکنه بتونید کارهایی را که انجام می دین، کنترل کنین اما مسلما نمی تونین رئیس تون را کنترل کنین یا همکارانتون را خودتون انتخاب کنین. سعی کنید کنترلتون را بر اوضاع کمتر کنین چونکه نداشتن کنترل بر امور به نظر خیلی بد هم نیست.

۲۷. زمانی را برای مسافرت در نظر بگیرین در دهه بیست سالگی نسبت به سایر دوره های زندگی وقت آزاد بیشتری در اختیار دارین. اگه مکانی هست که واقعا دست دارید، ببینیدش، برید و این مکان بازدید کنید. اگر این کار را الان انجام ندین، بعدا پشیمان می شین. برخی اوقات کار را تعطیل کنین و برید سفر. چون از قدیم میگن بسیار سفر باید تا پخته شود خامی!

۲۸. در زندگی احساس ناراحتی و تاسف نکنین زندگی آنقدر هم که فکر می کنید، بد نیست زیرا همیشه افرادی هستن که شرایط شون خیلی بدتر از شرایط شما است. در دوران بیست سالگی، زندگی اونقدر هم که فکر می کنید، مشکل نیست. بنابراین به جای عادت کردن به مشکلات سعی کنین اونا را حل کنین. کمی فداکاری از خودتون نشون بدین و به جامعه خدمت کنین. این یه روش مطمئن هست که بدونید زندگی شما مثل بعضی افراد خیلی بد نیست. اگر همیشه برای زندگیتون احساس ناراحتی کنین، هرگز نمی تونین احساس خوبی در مورد خودتون داشته باشین.

۲۹. شغلی را که دوست ندارید، رها کنین اگر هر روز صبح زود از خواب بلند میشین و از اینکه باید به سر کار لعنتی تون برید، احساس نفرت می کنین، در این صورت باید به دنبال یافتن کار دیگری باشین. در دوران بیست سالگی هنوز در حوزه کاری فردیکم تجربه و تازه وارد محسوب می شین. اگر احساس می کنین در کاری گرفتار شدین، احتمالا به اندازه کافی پیشرفت نخواهید کرد. اما اگه دوست دارین پیشرفت کنین، قطعا باید کارتون را رها کنین. چونکه ممکنه تو زندگی دیگه فرصت تغییر شغل هیچوقت بوجود نیاید و فرصت تغییر و تحول در دنیای شما وجود نداشته باشه. به انجام کاری که باعث آزار و اذیت شما می شه عادت نکنین. کار جدیدی را پیدا کنین و به پیشرفت ادامه بدین.

۳۰. پس انداز برای آینده منظورم این نیست که هر ماه، چند صد هزارتومن کنار بگذارید بلکه یه پس انداز کوچولو نیز موثر خواهد بود. در دوران بیست تا سی سالگی، همیشه به آینده فکر نمی کنین و بسیاری از افراد هم تا ۳۰ سالگی شروع به پس انداز نمی کنن. تلاش برای پس انداز باعث میشه که در آینده وقتی به مشکلی برخورد می کنین در موقعیت بهتری قرار بگیرین.


برچسب‌ها: ۳۰ تصمیم جدیدی که افراد ۲۰ تا ۳۰ ساله می توانند در

تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 15:13 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

هدف گذاری در سال جدید

        

تعیین اهداف در سال جدید مانند نقشه ای پیش روی شما، نشان می دهد که می خواهید به چه چیز هایی برسید.

تنظیم و دستیابی به اهداف منجر به احساس رضایت و موفقیت می شود. در ابتدا هدف گذاری ممکن است  استرس زا باشد اما ما به شما نشان می دهیم چطور می توانید به راحتی از اول سال برای ادامه مسیر هدف گذاری کنید... 1- در مورد آرزو و هدف بزرگ خود فکر کنید.

از خودتان چند سوال مهم در مورد اینکه چه می خواهید بپرسید. پاسخ به این سئوال می توان کلی باشد مثلا  "من می خواهم که شاد باشم،" و یا "من می خواهم  به مردم خدمت کنم " این اظهارات به طور کلی  به شما کمک می کند چیز های مهم را بار دیگر شناسایی کنید. با توجه به آنچه که برای شما ارزش  دارد برای اهداف دیگر تصمیم گیری می کنیم . این کار  کمک می کند که تمرکز بیشتری بدست آورید. آرزوی بزرگ شما معمولا مواردی را که در 10 الی 20 سال آینده می خواهید بدست آورید را شامل می شود.

2-شکستن " اهداف بزرگ"   به اهداف کوچک تر و مشخص تر

زمینه هایی از زندگی را که احساس می کنید نیاز به تغییر و بهتر شدن  را دارد شامل می شود. برای شروع در مورد زمینه های مختلف زندگی، دستاورد و بهبودی که می خواهید برای بازده زمانی کمتر مثلا 5 ساله داشته باشید از خود سوال بپرسید. از نظر حرفه ای  ممکن است از خود بپرسید که چه شغلی برای شما مناسب است . چه گام های برای رسیدن به آن لازم است ؟ موانع چه هستند؟ آیا شما نیاز به یک مدرک یا گواهی خاصی دارید ؟ در مورد اهداف مالی ممکن است از خود بپرسید که به چه مقدار پول دست یابید. چقدر پول نیاز است تا شما به راحتی در سال آینده زندگی کنید ؟ بهترین راه برای خرج یا سرمایه گذاری پول ها چه هستند؟ آیا شما می خواهید یک خانه ، ماشین جدید بخرید؟
 در مورد اهداف عاشقانه، شما ممکن است به نوع رابطه ای که  می خواهید  در سال آینده داشته باشید: (شریک زندگی بلند مدت ، ازدواج،  رابطه ، و غیره ) فکر کنید . چقدر زمان نیاز است تا به رابطه دلخواهتان برسید؟ برای شریک زندگی و رابطه تان چه برنامه هایی دارید؟ از نظر آموزشی به مدارک و گواهی هایی که نیاز دارید بدست آورید  از خود سوال می پرسید؟ اولویت بندی را فراموش نکنید. 3- استفاده از روش SMART برای ایجاد اهداف عملی 

هر حرف در SMART برای یک صفت است که یک راه موثر برایتوصیفاهداف است.
- خاص ( Specific) : هنگامی که  اهداف را تعین می کنید ، باید به سوالات بسیار خاص که، چه ، کجا، کی و چرا پاسخ دهید.  به جای در نظر گرفتن اهداف کلی اهداف خاص را برای خود مشخص نمایید.

-   قابل اندازه گیری (Measurable) : به منظور پیگیری پیشرفت ، اهداف تعیین شده باید باری ما قابل اندازه گیری باشد. مثلا اگر تصمیمی به کاهش وزن داردی باید وزن خود را مرتب اندازه گیری نمایید.

-  قابل دسترسی  ( Attainable)  : مهم است صادقانه رفتار کنید و تعیین اهداف را واقع بینانه انجام دهید. یعنی اهدافی را انتخاب نکنید که دور از ذهن و غیر قابل دسترس باشد. مثلا به جای اینکه بگویید من می خواهم برای کشورم مادر ترازا باشم بگویید می خواهیم در کار های خیر و داوطلبانه شرکت نمایم.
-   مرتبط (Relevant) : آیا این اهداف به شما و اهداف بزرگ اولیه شما ارتباط دارد؟ خوب است برخی سوالات را از خود بپرسید: آیا این هدف ارزشمند است؟ آیا متناسب با نیاز های من است؟ آیا من را از هدف بزرگم دور نمی کند؟

-   مربوط به زمان (Time-related) : تنظیم یک " موعد مقرر " برای رسیدن به اهداف نه تنها به شما  در ماندن در مسیر پیشروی به اهداف کمک می کند ، تاثیر عوامل مزاحم را نیز کم میک ند. به جای گفتن  من میخ واهم دکترا بگیرم بگویید من می خواهم تا 5سال آینده دکترا بگیرم.

4- برای اهداف تعیین شده سوالات زیرا رابپرسید :

آیا رسیدن به این هدف....... ۱) من را خوشبخت تر می کند؟ ۲) من را سلامت تر می کند؟ ۳) من را ثروتمند تر می کند؟ ۴) باعث می شود دوستان بیشتری پیدا کنم؟ ۵) به من آرامش فکر می دهد؟ ۶) من را مطمئن و استوارتر می کند؟ ۷) روابط من را با دیگران ارتقا می دهد؟ اگر نتوانستید حداقل به یک سؤال از این پرسشها برای هر هدف پاسخ مثبت بدهید، آن هدف را از لیستتان حذف کنید. موقع پاسخ دادن به این سؤالها حتماً خانواده تان را هم در نظر داشته باشید. و لذت را با خوشبختی اشتباه نگیرید.

5-برای هدف بیانیه ای مثبت بگویید

ممکن است در طول زمان طوفان های مغزی شما را در راه رسیدن به اهداف سست نماید. استفاده از اظهارات مثبت یک راه مستقیم برای   اثبات تعهد شما به تکمیل اهداف خود است  . من می خواهم مدرک دکترا را در 5 سال آینده بگیرم. با بررسی نفشه اهداف تان در روز هاو  ماه های پی در پی از مسیر اصلی منحرف نمی شوید. مسیر های نقشه را یک به یک طی کنید.
6- اولویت بندی

در هر لحظه، شما باید تعدادی از اهداف را بر تعدادی دیگر مهم تر بدانید . در نظر بگیرید کدام هدف برای شما مهم تر است؟ کدام هدف وابسته به زمان است؟ کدام هدف پیش زمینه برای اهداف بعدی است؟ به طور مثال هدف رفتن به دانشگاه یا گذراندن دوره ای خاص بر هدف داشتن شغل پر درآمد مقدم و پیش زمینه به حساب می آید.

7- اهداف کوچک را تدریجی در نظر بگیرید.

این ار در نظر بگیرید برای رسیدن به هدف نهایی و حتی اهداف کوچک باید تدریجی عمل کنید و سیر طی کردن اداف تکاملی باشد. مثلا اگر هدف ازدوج کردن را در نظر گرفته اید باید بدانید سیر تدریجی برای آن شامل آشنایی، مهارت ارتباطی خوب ، برگذاری قرار ملاقات، صرف زمان کافی و مشاوره است.
8- پیگیری پیشرفت خود باشید

یادداشتهای روزانه یک راه بسیار خوبی برای پیگیری هر دو پیشرفت شخصی و حرفه ای است. چک  کردن خود و پیگیری اهداف ، شما را با انگیزه تر می کند.
درخواست یک دوست با اهداف مشابه به دوستان ،  یک راه عالی برای افزایش انگیزه در رسیدن به اهداف و در نظر گرفت زمان واقع بینانه تر است..  فرض کنید با یکی از دوستان خود در هدف وردود به دانشگاه مشترک باشید. تعیین زمان های لازم باری مطالعه، مشاوره، تعیین زمان و برنامه ریزی با کمک هم انجام شده و این موجب افزایش انگیزه می شود.

9- پاداش دادن به  دستاوردهای خود

زمانی که به هدف خود رسیدید برای خود جشنی ترتیب دهید و به خود هدیه دهید. سپس به ارزیابی مسیر موفقیت از ابتدا تا پایان بپردازید.
اگر زمان بیشتری باری رسیدن به اهداف داشته اید به موانع سرر اهتان فکرکنید.  از خود بپرسید که آیا زمان در نظر گرفته شده منطقی بوده است؟ آیا مهارت  شما برای رسیدن به این هدف کافی بوده است؟ آیا می توان از چیز های یاد گرفته شده در رسیدن به اهداف دیگر استفاده کرد؟

حتماً از روی روند جدول اهداف برای رسیدن به اهدافتان پیش روید. خودتان می توانید انتخاب کنید. ممکن است نتوانید در یک زمان روی همه اهدافتان باهم کار کنید. پس اگر تا پایان سال وقت برای کار کردن روی یک یا دو مورد از اهدافتان را دارید، عجله نکنید. تلاشتان را بیشتر کنید اما کاری نکنید که وقت رسیدن به هیچکدام از این اهداف را پیدا نکنید و همه را نیمه تمام رها کنید. وقتی اهدافتان را تعیین کردید و فعالیت های لازم برای رسیدن به هر کدام از آنها را نیز مشخص کردید، کمی از نگرانی هایتان کم خواهد شد. مطمئن باشید خیلی بیشتر از هم سن و سالان خود برای آینده برنامه ریزی کرده اید .


برچسب‌ها: هدف گذاری در سال جدید

تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:53 | نویسنده : یوسف سلطانلو |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.