X
تبلیغات
موفقیت نامحدود
یوسف سلطانلو دانشجوی دکترای دندانپزشکی قزوین و فارغ التحصیل تکنسین پرتز دندان دانشگاه تهران . عاشق روانشناسی: مدرس ان ال پی .خواب آگاهانه و هوش مدرن تنها مدرس خواب آگاهانه در ایران و خاورمیانه اجرا یوگا خنده . تائو.مراقبه هر پنجشنبه 7صبح در بوستان ملت قزوین همراه با موزیک درمانی اگر میخواهید تغییر کنید و موفقیت را با چشم خود ببینید اگر میخواهید دیگران را با موفقیت های خود شگفت زده کنید این فرصت را از دست ندهید اگر میخواید خواب خود را کنترل کنید و باان ال پی و تنها در 90 ثانیه دیگران را جذب خود کنید ما به شما راه رسیدن به موفقیت در زندگی را نشان میدهیم... همه میتوانند موفقیت را به زندگی خود و دیگران هدیده دهند بهترین هدیه ما برای شما نشان دادن این راز ها است شما می توانید هر شب ساعت ۱۱ با ما همراه شوید برای ایران عزیز برای خانواده خود ، دوستان ، آشنایان و.... انرژی بفرستيد شما می توانید هر شب ساعت ۱۱ با ما همراه شوید برای ایران عزیز برای خانواده خود ، دوستان ، آشنایان و.... انرژی بفرستيد برای شفای همه بیماران علی الخصوص کودکان مبتلا به سرطان دعا می کنیم .. .. Every Friday .. 18:30 GMT .. everywhere .. Pray for children suffering from cancer .. Don't forget .. and invite friends وعده ما .. هر جمعه .. ساعت 10 شب به وقت ایران .. هرجا که هستیم .. www.secret1min.blogfa.com

 
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392
م ...

 

شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم

 کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛
 حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی
 کاش دلامون به بزرگی بچگی بود

 کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
 کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
 کاش قلب ها در چهره بود

 

حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کرده ایم
 اما یک سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
 سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزار فریادیست که هیچ کس نفهمه
 سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
 ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره

 دنیا رو ببین !
بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
 حالا بارون از چشمامون میاد!

 

بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
 بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه

 بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
 بزرگ شدیم توی خلوت

 

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
 بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

 بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
 بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

 

بچه بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛
 بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
 بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

 

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
 بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم

 بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
 بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه

 

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
 بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست

 بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
 بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه

 

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
 بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی

 بچه که بودیم بچه بودیم؛

 

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت ...


برچسب‌ها: شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم

ارسال توسط یوسف سلطانلو
 
تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد 1392
راه‏کارهای عملی جهت مقابله با وسواس فکری

1. غرقه‏سازی؛ بدین صورت که فرد مبتلا به آن، با اختیار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعی که از آن رنج میبرد قرار دهد تا از آن فکر خسته و متنفّر شود. بنابراین هر روز، زمانی را به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکری خود اختصاص دهید و آن چنان و آن قدر درباره آن فکر کنید که از آن متنفّر شوید. در نتیجه هرگاه بدون اختیار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستید از روی اجبار تکرار کنید، اراده و اختیارتان در دور کردن آن فکر و اجتناب از آن، چیره و حاکم شود.

2. هرگاه ذهنتان بدون اختیار مشغول همان اوهام و افکار بیهوده وسواسی شد، مشت خود را محکم روی زمینی بکوبید با گفتن ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم از جای خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا بدینوسیله از آن فکر تکراری و وسواس رهایی یابید.

3. کش نازکی را دور مچ دست خود بندید. هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن کش و رها کردن آن روی دستتان و ایجاد درد مختصری روی مچ خود، از آن فکر رهایی خواهید یافت.

4. با خودتان عهد ببندید و برنامه‏ریزی کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نیز مدتی رابه فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید و ذهنتان را به آن مشغول سازید تا این که در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصی را به تدریج در طی (مثلاً 30 روز) روزی یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.

5. هر روز به خود تلقین کنید که «من قادرم افکار وسواسی*ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز یک فکر منفی مزاحم نیست.

گفتنی است که برای درمان وسواس فکری نیاز به صبر و حوصله و پشتکار در به اجرا درآوردن راه‏های فوق است تا این که به تدریج از آن افکار رهایی یابید و انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید.

بنابراین با عمل به راه‏کارهای ارائه شده و ارزیابی نتیجه آن، میزان پیشرفت خود در مهار وسواس در مکاتبه بعدی برای ما بفرستید تا در صورت لزوم، مطالب دیگری برایتان ارسال گردد.

ضمنا بعضی از این راه‏کارها در عرض همدیگر قرار دارد و هر کدام را که بهتر می*توانید انجام دهید یا بهتر جواب می*دهد، آن را اجرا و پیگیری کنید.     

ارسال توسط یوسف سلطانلو
 
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392

آتش مقدس و اسرار آمیز. هم حرارت و آرامش دارد هم نور و روشنایی بهمراه دارد هم هیبت و عظمت . در سرتاسر زندگی بشری از فیزیکی تا غیرفیزیکی آتش انجام وظیفه کرده است از نور و گرمای خورشید که موجب حفظ زندگی در کره زمین است تا آتش عشق و احساسات که موجب الهام و خلاقیت است .آتش در تمام جنبه های زندگی وجود دارد و حضورش تقریبا در همه جا حس میشود از آتشفشان گرفته تا حرارت معمولی بدن.از همان زمانیکه آتش در اختیار بشر قرار گرفت از شمع نیز برای مقاصد فیزیکی و غیر فیزیکی استفاده شد. شمع نماد پرقدرت نور و حرارت و انرژیست. چرا هرگاه شمعی روشن میکنیم احساس خوشایند و خوبی پیدا میکنیم ؟ چه در معابد و مساجد و کلیساهاوچه در عزا و چه در عروسیها شمع جایگاه ویژه خود را دارد.بزرگان از قدما شمع را نشان جمع 4 عنصر حیاتی در یکجا میدانستند و آنرا مقدس میشمردند: شعله آن نشان آتش – بدنه آن نشان خاک – اشک روان از ذوب آن نشان آب و دودی که از سر آتش بر میخاست را نشان باد میدانستند.وقتی شمعی را روشن میکنید تمام این 4 عنصر پر قدرت حیات را بکار گرفته اید!شما خالق نوری هستید که پیش تر وجود نداشته است و این نور انرژی شفابخش خود را تقدیم شما و محیط پیرامونتان میکند.وقتی شمعی روشن میشود نور و نیروی ارتعاشی آن جان میگیرد و در حین سوختن رنگ آن نیز در فضا پخش میشود که بر اساس رنگ شمع شما میتوانید نوع درمانتان را مشخص نمایید.قبل از اینکه به توضیحات مربوط به رنگها و کاربردهای شفابخشی آن بپردازیم ذکر نکاتی چند قبل از شروع کار مهم است : 1-شمع را قبل از استفاده تمییز کنید برای اینکار از روغن زیتون استفاده کرده جهت روغن مالی شمع از پایین بسمت سر شمع باشد با اینکار انرژیهای منفی جذب شده ببیرون منتقل میگردد.

2-از هر شمعی که برای شفابخشی استفاده میکنید فقط و فقط برای همین منظور استفاده شود.

3-از شمع بر علیه میل و اراده دیگران استفاده نکنید واکنشهای بدی برایتان بهمراه دارد.

4-حتما پس از پایان درمان شمع را خاموش کنید یادتان باشد با فوت کردن هرگز اینکار را انجام ندهید نفس نیز مانند آتش خلاق است نباید برای خاموش کردن نیرویی خلاق از نیروی خلاق دیگری استفاده کرد(جالب است که در اسلام نیز فوت به شمع مکروه است و قدیمی ترها یا با انگشت یا با قاشقهای سر کج شعله شمع را خاموش میکردند).

5-اگر هنگامی که میخواهید دعا کرده یا آرزویی بکنید شمعی روشن نمایید زودتر دعا و آرزویتان برآورده میشود چراکه تا زمانیکه شمع روشن است انرژی پرقدرت آن پشت سر خواسته های شماست.(حتما سقاخانه های قدیم و سنت شمع روشن کردن هنگام دعا را فراموش نکرده اید).

اما برای اینکه بتوانیم از انرژی شمع بهترین بهره را ببریم بهتر است که ابتدا با نوع چیدمان اثر گذار بر قدرت شفابخشی شمع آشنا شویم :

1- طرح مربع که در 4راس مربع فرضی شمع گذاشته ودر بین آن مینشینیم.این روش باعث ایجاد پایداری کل سیستم فیزیولوژیکی و باعث آرامش و ساماندهی است .

2-مثلثی : 3عدد شمع در طرح مثلث چیده در بین آن قرار میگیریم این روش باعث تقویت شفابخشی شمعهاست و همچنین باعث تطهیر رنگ شمعها.

3- صلیبی : شمعها را بصورت صلیب چیده و در محل تلاقی خطوط فرضی شمعها نشسته.متعادل کننده هر 4 عنصر درونمان و روح و ذهن و جسممان – تقویت فوق العاده قلب – جذب سریع رنگ شمع در بدن .

4-ستاره 5 سو: این طرح بسیاری از فرشتگان شفابخش را بسوی شما جذب میکند و باعث بیداری انرژیهای معنوی میگردد.

5-ستاره 6 سو: ارتباط بین قلب و ذهن و روح و جسم بیکدیگر.این حالت شفابخشی با قدرت بسیارزیادی تمام مراحل روحی و جسمی بدن را فرا میگیرد.تقویت کننده و محافظ.

6-ستاره 7سو: موثرترین حالت شفابخشی خصوصا برای کودکان . ایجاد تعادل و توازن در تمام چاکراها .ریشه تمام حالتهای روحی و جسمی را آرامش میبخشد.

برای انجام شفابخشی میتوانید از شمع با رنگهای مختلف یا یکسان استفاده نمایید.مدت اینکار 15 تا 30 دقیقه .



ارسال توسط یوسف سلطانلو
 
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392

سفید : خلوص و اقتدار در کنار هر رنگی قدرت آن رنگ افزایش میابد. پاک کننده قوی بدن و محیط زندگیمان از انرژیهای منفی .

سیاه : جلوگیری از چشم بد و جادو – فرد را افتاده و فروتن می کند . بسیار پر قدرت . استفاده زیاد باعث افسردگی میشود.

قرمز :سمبل عشق – سلامتی و جهت دستیابی به آرزوها و جاه طلبی . موثر بر تقویت قوای جنسی و شهوت و تقویت عشق ورزی.

آبی : نماد درک معنوی .ایمان و اعتقاد را افزایش میدهد.موجب دستیابی سریع به پول و ثروت .

سبز : ذوق و شوق و وفور نعمت بهمراه دارد . رشد و تحرک و تعادل بین جسم و ذهن .

نارنجی : جذب افراد – حیوانات و چیزهای دلخواه . سمبل لذت و خلاقیت .

زرد و طلایی : به مراد دل و آرزوهایتان برسید –تقویت رویابینی و درک آن – برای کسانی که کنکور و امتحان دارند رنگ زرد فوق العادست.

صورتی :نشانه عشق و موفقیت . محرک قصد و نیت خالصانه و جامه عمل پوشاندن به آرزوها.

خاکستری و نقره ای :نماد آشکار سازی.موثر در مراقبه .بیداری ضمیر ناخودآگاه . چرخهای زندگی را بنفع شما میچرخاند.

بنفش و ارغوانی : نماد قدرت و برتری .موفقیت جاه و جلال و هماهنگی معنوی.

قهوه ای : مراقبه در نور این شمع شمارا در پیداکردن اشیاءگمشده یاری میکند .قوه یقیین و تشخیصتان را بیدار میکند.

یادتان باشد شما میتوانید با بهره گیری از خواص رنگها در بخش رنگ درمانی از همان شمع رنگی نیز برای شفای بیماریهای جسمی و روحی نیز بهره بگیرید.

شاد و پیروز و موفق باشید و سعی کنید در تمام مراحل آهسته و گام به گام قدم بردارید.



ارسال توسط یوسف سلطانلو
 
تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
آرزو

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی ...



ارسال توسط یوسف سلطانلو

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت