موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو

ما به تجربه و تخصص خود اطمینان داریم با ما باشید تا باور کنید

موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو

یوسف سلطانلو
موفقیت نامحدود دکتر یوسف سلطانلو ما به تجربه و تخصص خود اطمینان داریم با ما باشید تا باور کنید

40 توصیه معنوی از دیگاه عارف بزرگ هندی سوامی شیواناندا

 

1-شخص بی آرزو ,غنی ترین  فرد جهان است .

2-سعی وکوشش همراه با رحمت الهی ,انسان را به خود آگاهی می رساند.

3- خداوند بدون شکل می باشد ,در عین حال شکل دهنده تمامی اشکال است .

4- اعمال ناچیز به اعمال بزرگ ختم می شوند و به عبارت دیگر اعمال کوچک اعمال بزرگ را می سازند .

5- به خاطر داشته باش که زمان با ارزش تر از پول است .

6- هیچ گاه وقتت را به بطالت مگذران .

7- در همه حال ذهنت را مشغول نگه دار .

8- در هنگام رفتن به خواب شب به اعمال روز گذشته ات بیاندیش.

9- هر چیزی در جهان مانند سکه دارای 2 رو می باشد .

10- مدام سعی کن روزهای خوش و درخشان زندگیت را ببینی .

11- جهان مانند آینه عمل می کند ,اگر اخم کنی یالبخندبزنی ,جهان هم به رویت اخم می کند یا لبخند می زند .

12- زیبایی ظاهری ,فقط به نازکی پوست است .

13- تنها چیزی که در این دنیا ارزش به دست آوردن را دارد،همانا خداوند است .

14- با ساختن شخصیت خود می توانی زندگی ات را بسازی.

15- عشق بلا عوض بالا ترین نیروی این جهان است .

16- با تکرار ذکر به طور مرتب هیچ چیزی نا ممکن نیست .

17- مقصود و منظور از از زیستن ,پیوستن به ابدیت است .

18- خودت را با زبان پروردگار محشور ساز ,"شریفه "زبان اوست .

19- زمانی به تکامل می رسی که "اشتباهات وضعف هایت را شناخته و قبول کنی .

20-  ابدیت از آن توست ,این را همین الان واین جا آگاه شو .

21-  خداوند ماورای تصورات بشر است ,ولی او یک واقعیت حی است .

22- همیشه مانند یک بچه ساده و راستگو باش .

23-  به درون بنگر و حقیقت را دریاب .

24-  از خود گذشتگی ,حقیقت و عشق ,راه رسیدن به خود آگاهی است .

25- حتی یک کافر بی دین ,زمانی که دچار مصیبت می شود،خدا را یاد می کند .

26-انواع واقسام افکار مرتبا ذهنت را اشغال می کنند, در گذرند؛کنترل آنها یعنی یوگا ویوگا یعنی یگانگی .

27- در تمامی امور بهترین حالتش را هدف بگیر .

28- سعی کن در لحظه باشی و نگذار افکارت در گذشته وآینده سیر کنند.

29- کسی که محبت می کارد ,عشق درو می کند.

30- در هر موردی بهتر است بازنده باشی تا تقلب کنی .

31- مقام و ثروت ضامن خوشی و آرامش نیستند.

32- سر چشمه آرامش واقعی از  درون نشات می گیرد .

33- یک ذهن گناه کار همواره  به دیگران مضنون است .

34- به جزئیات هر امری دقت به خرج بده

35- به دقت مراقب احساساتت باش .

36- در انجام هر کاری ,دقت کامل را نشان بده.

37- پول را فدای اصل بکن اصول را به پول ترجیح بده.

38- امتحانات الهی را با صبوری و بردباری بگذران.

39- شجاعانه با جنگ های زندگی روبه رو شو.

40- به شخصیت واحساسات دیگران لطمه نزن.


برچسب‌ها: 40 توصیه معنوی از دیگاه عارف بزرگ هندی سوامی شیوان

تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 8:49 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

گلچین جملانی بسیار زیبا و آموزنده

گاهی خواندن این جملات تاثیر عمیقی بر رفتار و زندگی ما می گذارد تا هر چه بیشتر و بهتر به موفقیت های فردی و اجتماعی دست پیدا کنیم.

 

بخشیدن یک دشمن، آسان‌تر از بخشیدن یک دوست است . . . (ویلیام بلیک)  

بسیاری از ما در تلاش برای زندگی بهتر، زندگی را از یاد می بریم . . . (مارگارت فولر)  

برای پیروزی یک راه آسان وجود دارد : هیچ فرصتی را برای کار کردن از دست ندهید و اگر وقت شما کم است ، وقت اختراع کنید . . . (توماس ادیسون)

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﯾﺪﻥ “ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎ ” ﻧﻪ ﺩﯾﺪﻥ “ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎ” . . .

بزرگترین دشمن دانش جهل نیست ، بلکه توهم دانستن است . . . (استیون هاوکینگ)

  دو چیز شما را تعریف می کند بردباری تان وقتی هیچ چیز ندارید و نحوه رفتارتان وقتی همه چیز دارید . .

 

خوشبختی یعنی قلبی را نشکنی دلی را نرنجانی ، آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیبی نبینند

داشتن قلبی مهربان در دنیایی بی رحم ، شجاعت است ، نه ضعف . . .

نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند . . .

 

  متاسفم که ، آنچه هستم را مدیون انسان های خوب زندگیم نیستم بلکه بدهکار انسان نماهائی هستم که «چگونه نبودن» را به من آموختند

وجدان مانند آینه است که نه چاپلوسی می کند و نه تحقیر می نماید . . . (جورج واشنگتون)

 

  این ما هستیم که سرعت گذر زمان را تعیین می کنیم . . . (پائولو کوئیلو)

 

علت بدبختی و بیچارگی ما داشتن فرصتهای زیادی است که صرف اندیشیدن درباره خوشبختی و بدبختی می گردد . . . (جرج برنارد شاو)

 

خردمند برای رسیدن به هدف ممکن است حتی دشمن خود را بر شانه‌هایش سوار کند . . . (پنچا تنترا)


برچسب‌ها: گلچین جملانی بسیار زیبا و آموزنده

تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 9:19 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

آیا اهداف خود را به دیگران بگوییم؟

 
 http://www.novinfun.com/wp-content/uploadz/0113.jpg

 

لطفا فکر کنیدبه بزرگترین هدف شخصیتون به طوری واقعی؛ چند لحظه زمان نياز داره. بايد انجامش بديد تا متوجه بشيد.به خودتون زمان بدهید و به بزرگترین هدف زندگیتون فکر کنید، باشه؟تصور کنید که الان باید تصمیم بگیریدکه باید این کار رو انجام بدهید.

 

تصور کنید که شما کسی را ملاقات می کنید و هدف خود را به او می گویید.تصور کنید که این فرد شما را تشویق و تمجید می کند به خاطر تصور بزرگی که داریدآیا حس خوبی به شما نمی دهد که آن را بلند بلند اعلام کنید؟آیا احساس نمی کنید که به هدفتون در حال نزدیکتر شدن هستیدکه در حال حاضر مثل قسمتی از شخصیت شما می شود؟

بسیارخوب، خبر بد این است که : شما باید دهنتون رو ببندید. به خاطر آن حس خوبی که به شما دست می دهد.بعد از آن حس خوب، شما کمتر انگیزه انجام آن هدف را دارید. تست های تکرارپذیر روانشناسی این نظریه رو تایید کرده وقتی که شما هدفتون رو به کسی اعلام می کنیدکمتر آن هدف به ثمر می نشیند. هر زمانی که شما یک هدفی رو دارید،چندین مرحله و کارهای مختلف نیاز داره تا انجام بشه. به منظور اینکه به ثمره انجام برسه به واقع؛ شما تا زمانی که آن کار و هدف انجام نشود نبايد راضي شويد. اما زمانی که هدفتون رو به کسانی بگویید وآنها آن هدف رو تشويق کنند، به عقيده روانشناسان پديده‌اي به نام وجود اجتماعي شكل مي‌گيره. این فکر نوعی ترفند برای ذهن می شود که احساس می کنه آن هدف انجام شده است.و به خاطر آن رضایت ظاهری که شما کسب می کنید،کمترانگیزه انجام دادن ميزان كار لازم را داريد.این فرایند در مقابل تجربيات و تفكرات معمول قرار مي گيره كه باید هدف هایمان رو به دوستانمان بگوییم. درسته؟پس تفكر معمول به ما ميگه كه اين كار رو بكنيم.

بگذارید به دلايل علمي آن نگاه کنیم.در سال 1926؛ کورت لوین، موسس روانشانسی اجتماعی این حالت را فرایند جانشینی نامید.در 1933، ورا ماهلر به این مهم دست یافت که وقتی که شما بوسیله کسی تصدیق می شوید، در ذهن شما معنای واقعیت را پيدا مي‌كند.1982، پیتر گولویزر یک کتاب در این مورد نوشته.و در سال 2009اون یک سری تست های جدید انجام داه که آنها رو منتشر ساخته.

اين آزمايش به اين صورت است: 163 نفر طی 4 تست جداگانه هرکسی اهداف خودش رو نوشت،و بعد نصف آنها در اتاق تعهد و نظرشون رو نسبت به آن هدف گفتند، اما نصف آنها هدفشون رو اعلام نکردند.و هر کدومشون 45 دقیقه فرصت داشتند که روی آن هدف کار کنندو که آن کارها بطور مستقیم افراد رو به سمت آن هدف هدایت می کرد، اما به آنها گفته شد در هر زمانی می توانید کار رو متوقف کنید. حالا می بینیم که آنهایی که سکوت کرده بودند بطور متوسط 45 دقیقه را صرف انجام کار برروی آن هدف کردند،و وقتی که از آنها بعد از کار پرسیدیم آنها گفتند کارهای زیادی نیاز است تا به آن اهداف برسند.اما آنهایی که هدفشون رو اعلام کرده بودندکار رو بعد از 33 دقیقه بطور میانگین رها کردند.و وقتی که از آنها پرسیدیم علت این کار روگفتند که به آن هدف خیلی نزدیک شدند.

پس اگر این قضیه درست باشد،چه کاری می شه انجام داد؟شما می توانید در برابر این وسوسه مقاومت کنیدکه اهدافتون رو به همه اعلام کنید شما می توانید این لذت كه تشويق سايرين براتون داره رو به تاخير بندازين و شما می توانید درک کنید که مغز شماکلام شما رو با انجام یک کار اشتباه می گیره اما اگر شما نیاز دارید که با کسانی صحبت کنید طور دیگه ای که می تونه انجام بدی اینه

که که رضایت به شما نده مثلا: من واقعا می خوام در این ماراتون شرکت کنم پس نیاز دارم که 5 دفعه در هفته تمرين كنم و اگه اين كار رو انجام ندادم، خودم رو تنبيه كنم. باشه؟

پس ، دفعه بعد اگه شما وسوسه شديد که هدفتون رو به کس دیگری بگید،چی می گید؟دقيقا. همينه.


برچسب‌ها: آیا اهداف خود را به دیگران بگوییم

تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 8:46 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

قربانی شهوت

یه کتاب در مورد تربیت جنسی میخوندم. نویسنده که یه دختر آلمانیه، در مورد خودش نوشته: سوار تاکسی شدم. چند دقیقه بعد، یه مرد هم سوار شد و کنار من نشست. دستش رو گذاشت روی رون پام. نفسم بند اومد. اصلا نمی تونستم حرف بزنم. تازه سیزده ساله شده بودم و احساس بدی از این رفتار داشتم. اما برای برخرد با چنین لحظه ای اصلا آمادگی نداشتم. تنها کاری که کردم این بود؛ به راننده گفتم: آقا من پیاده میشم. تا مدتها از تاکسی می ترسیدم و هیچکس علتش رو نمیدونست.

   این داستان رو که خوندم، با خودم گفتم: تو چی؟ تو از این خاطرات تجاوز تو ذهنت نداری؟ کم کم یادم اومد. من که حالا بزرگ شدم و گاها کلاسهای تربیت جنسی رو اداره میکنم، خودم قبلا مورد حمله قرار گرفتم.

   کلاس دوم دبیرستان که بودم، مادرم من رو فرستاد صف نون. همیشه از صف نونوایی بدم میومد. بیشترش به خاطر رفتار زشت و زننده ی بزرگترها بود. اونا معمولا حق بچه ها رو می خوردن و بعد میبردن سر سفره ی زندگیشون تا بچه هاشون کوفت کنند. اما اون روز یه روز خاص بود. تو صف ایستاده بودم. یه پسر کوچیکتر جلوی من بود و یکی هم سن و سال خودم پشت سرم. صف شلوغ بود و طبق معمول بزرگترها جلوی نونوایی تجمع کرده بودن تا اگه یه وقت امکانش فراهم بود و کسی حواسش نبود، نوبت بچه ها رو بگیرن وکمی نون حروم واسه زن و بچشون سوغات ببرن.

   یه مرد تقریبا چهل، چهل و پنج ساله، اومد تو جمع بزرگترها، همون جلو وایستاد. اتفاقا چون رفتار عجیبی داشت توجه من رو جلب کرد. معلوم بود دنبال نون نیومده. آخه از هیچکس نپرسید آخر صف کجاست؟ چشماش دودو میزد انگار دنبال کسی میگرده. اومد جلو پسری که ازمن جلوتر بود ایستاد. حدود پنج دقیقه بعد، اون پسره یهو از صف اومد بیرون و رفت. با خودم گفتم: چرا رفت؟ نیم ساعته که توی صفه. در همین افکار بودم که همون مرد رو جلوی خودم حس کردم. پشت به من ایستاده بود و روش به سمت خیابون بود. دوتا دستاش رو پشت، بالاتر از باسنش، تو هم قلاب کرده بود. به نحوی که انگشتای هر دوتادستش دقیقتا با آلت تناسلی من تماس داشت. ابتدا خودش رو یه جوری به سمت عقب کشید که کاملا دستاش با بدن من تماس داشت اما کاری نمیکرد. خودم رو یه ذره جابه جا کردم. اما هنوز تصور خاصی از حادثه نداشتم. ناگهان با دستاش شروع کرد به گرفتن اندام تناسلی من. به شدت ترسیده بودم. باورم نمیشد که تو اون شلوغی یه مردی با این سن و سال داره یه همچین کاری میکنه. من یه پسر نوجوون بودم و با اینکه از طریق دوستام با خیلی از مسائل جنسی آشنا بودم، ولی در این لحظه ی خاص، انگار با یه دنیای متفاوت رو به رو شده بودم. اصلا نمیدونستم چی از جون من میخواد. کاملا گیج و منگ شده بودم. اول تصمیم گرفتم مثل همون بچه اولی در برم، اما حیفم اومد. آخه خیلی وقت بود تو صف بودم. هیچ کس قبلا در این مورد من رو راهنمایی نکرده بود. یه مدتی اون مرده با اندام تناسلی من بازی کرد. من هم فقط هی خودم رو جابه جا میکردم. اما بعد از یه مدتی اعصابم به هم ریخت. نمیدونم چی شد که به طور ناخودآگاه، دستای اون مرد رو گرفتم و پرت کردم. و با صدای بلند گفتم: برو اونورتر.

   همین حرف ساده ی من کار خودش رو کرد. اون مرد از من فاصله گرفت اما از صف نونوایی خارج نشد.

   بعد از اون حادثه ترس خاصی از مردم من رو اذیت میکرد و احساس میکردم که دنیا جای امنی نیست. کاش کسی به من درباره ی این مسائل آگاهی و هشدار داده بود. 

برگرفته از وبلاگ:

علیرضا سپهرآرا

 


برچسب‌ها: قربانی شهوت

تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 8:37 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

9 روش موثر برای فرو نشاندن اضطراب

 

                                

1- تنفس عمیق

تنفس عمیق، روش ساده‌ای برای فرو نشاندن اضطراب است. این کار مزایای زیادی - اکسیژن رسانی به خون - برای بدن انسان دارد که نتیجه اش بیدار کردن مغز، شل کردن عضلات و آرام کردن فعالیت‌های ذهنی است. برای این کار باید چهار روش زیر را قدم به قدم انجام دهید:

1- راحت بنشینید یا بایستید.

2- به آرامی از طریق بینی نفس بکشید و تا 5 بشمارید.

3- هوا را از دهانتان بیرون دهید و تا 8 بشمارید.

4- این کار را چند بار تکرار کنید.

در هنگام تنفس به نکات زیر توجه کنید:

- هنگام تنفس، به جای آن که شانه‌های تان را بالا دهید، شکم تان را بیرون دهید. با این کار به ریه ها کمک می کنید تا راحتتر دم و باز دم کنند.

- این کار را چند بار انجام دهید تا اضطراب تان کاهش یابد.

- اگر بخواهید می‌توانید به هنگام بازدم (بیرون دادن هوا)، حلق تان را کمی سفت کنید تا هوا با صدایی شبیه پچ‌ پچ و نجوا خارج شود. این روش تنفس در یوگا استفاده می‌شود و می‌تواند باعث کم کردن اضطراب شود.

2- مراقبه

مراقبه بر پایه تنفس عمیق استوار است ولی یک گام از آن جلوتر می‌رود. هنگامی که مشغول مراقبه هستید، مغزتان از نظر عملکرد وارد محدوده‌ای می‌شود که مشابه خواب است ولی مزایای افزوده‌ای به همراه دارد که در حالت‌های دیگر نمی‌توانید به آنها دست یابید، مانند آزاد کردن هورمون‌های خاصی که باعث ارتقاء سلامت می‌گردند. همچنین، تمرکز ذهنی بر روی " هیچ "، ذهن تان را از کار کردن زیاد و بالا بردن سطح اضطراب باز می‌دارد.

3- تصویر سازی ذهنی

یادگیری تصویرسازی ذهنی به زمان بیشتری نیاز دارد اما روشی عالی است برای رها شدن از اضطراب و آرامش بدن. این کار برای برخی از افراد آسان تر از مراقبه است، چون تمرکز کردن بر روی موضوعی خاص راحت‌ تر از تمرکز کردن بر روی هیچ چیز است.

4- تجسم

تجسم یک گام فراتر از تصویرسازی ذهنی است. شما می‌توانید بر پایه تصویرسازی ذهنی، خود را در شرایط دستیابی به هدف‌هایی مانند سالم و آرام بودن، موفقیت در کار، رفع مشکلات به شیوه‌هایی بهتر و ... تجسم کنید. نکته قابل توجه این است که تجسم انجام موفق وظایف مشابه تجربه واقعی عمل می‌کند.

5- خودهیپنوتیزم

خود هیپنوتیزم برخی از جنبه‌های تصویرسازی ذهنی و تجسم را به خدمت می‌گیرد و این مزیت بیشتر را دارد که شما را قادر می‌سازد تا مستقیماً با ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنید و بتوانید توانائی‌های خود را افزایش دهید، عادت‌های بدتان را رها کنید، درد کمتری احساس کنید، عادت‌های سالم تر را به نحو موثرتری در خود به وجود آورید و حتی پاسخ پرسش‌هایی را بیابید که به هنگام بیداری ذهن، آشکار و روشن نبودند. خودهیپنوتیزم به تمرین و آموزش نیاز دارد ولی ارزشش را دارد. یاد بگیرید با استفاده از هیپنوتیزم، اضطراب‌های زندگی را مدیریت کنید.

6- ورزش

بسیاری از مردم به خاطر کنترل وزن و به دست آوردن شرایط فیزیکی بهتر برای سالمتر یا جذابتر شدن ورزش می‌کنند، امّا ورزش و مدیریت استرس وابستگی زیادی به یکدیگر دارند. ورزش وسیله‌ای برای انحرف ذهن از شرایط پراسترس و راه فراری از ناکامی‌هاست و همچنین به دلیل بالا بردن سطح اندورفین و کاهش هورمون‌های استرس نظیر کورتیزول باعث نشاط و سرخوشی می‌گردد. فعالتر شدن در زندگی روزمره از دیگر مزایای ورزش است.

7- شل و سفت کردن عضلات

با سفت‌ کردن و سپس شل کردن عضلات بدن، می‌توان در چند دقیقه تنش‌ها را کاهش داد و احساس آرامش بیشتری کرد. این کار به آموزش یا تجهیزات خاصی نیاز ندارد. از عضلات صورت خود شروع کنید. اخم کنید. به مدّت 10 ثانیه این حالت را نگه دارید و سپس برای 10 ثانیه آن عضلات را کاملاً شل کنید. حال، همین کار را با گردن، سپس با شانه‌ها و ... تکرار کنید. این کار را می‌توان همه جا انجام داد و شما با انجام این کار در خواهید یافت که سریعتر و راحتتر از قبل می‌توانید به آرامش دست یابید و رفته رفته به جایی خواهید رسید که درست همزمان با شروع این کار، تنش‌ها در شما کاهش خواهد یافت.

8- موسیقی

ثابت شده است که موسیقی درمانی دارای مزایای زیادی از نظر سلامتی برای افرادی با شرایط خفیف (مثل استرس) تا حاد (مثل سرطان) است. برای مقابله با استرس، موسیقی مناسب می‌تواند فشارخون شما را پائین بیاورد، بدن شما را آرامش بخشد و ذهن‌تان را آرام سازد.

یکی از مهمتر‌ین مزایای موسیقی به عنوان فرونشاننده استرس این است که می‌تواند به همراه فعالیت‌های عادی روزانه صورت گیرد و وقت خاصی را از شما نمی‌گیرد. برخی از مواقعی که می‌توانید از مزایای موسیقی بهره‌مند شوید عبارتند از: برای بیدار شدن از خواب، به هنگام رانندگی، به هنگام آشپزی و غذاخوردن و قبل از رفتن به رختخواب.

9- یوگا

یوگا یکی از قدیمی‌ترین روش‌های بهبود حال خود است که تاریخچه آن به 5 هزار سال پیش باز می‌گردد. یوگا چند تکنیک مدیریت اضطراب نظیر تنفس عمیق، مدیتیشن و تصویرسازی ذهنی را ترکیب کرده و با توجه به میزان زمان و انرژی مورد نیاز، مزایای بسیاری به ارمغان می‌آورد.


برچسب‌ها: 9 روش موثر برای فرو نشاندن اضطراب

تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 11:52 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

کلادیو ویرا” یک مرد برزیلی 37 ساله است که با سری برعکس به دنیا آمده است.

Claudio Vieira (5)

“کلادیو ویرا” مردی با سر برعکس | Claudio Vieira

“کلادیو ویرا” یک مرد برزیلی 37 ساله است که با سری برعکس به دنیا آمده است. ویرا که به عنوان فردی معلول با برخی نواقص جسمانی متولد شده، هم‌اکنون یکی از بهترین سخنرانان در زمینه اصول موفقیت و خوشبختی است.

به گفته مادر وی، پیش از تولد ویرا، پزشکان از او خواسته‌اند نوزادش را سقط کند. پس از تولد نیز بسیاری از اطرافیانش به او گفته‌اند این نوزاد شوم است و باید بمیرد. اما هم‌اکنون ویرا بدون نیاز به کمک دیگران، زندگی بسیار خوب و سرشار از موفقیتی را سپری می‌کند.

Claudio Vieira (5)

“کلادیو ویرا” مردی با سر برعکس | Claudio Vieira

Claudio Vieira (4)

“کلادیو ویرا” مردی با سر برعکس | Claudio Vieira

Claudio Vieira (2)

“کلادیو ویرا” مردی با سر برعکس | Claudio Vieira

 


برچسب‌ها: کلادیو ویرا” یک مرد برزیلی 37 ساله است که با سری ب

تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 18:10 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

درونگرا و برونگرا

شخصیت انسانهارا می تـوان بـا معیارهـای گـونـاگونی به دسته های مختلف تـقسیم بندی کرد. در اینـجا شخصیت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با دیگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسیم بندی شده است.
مـتوجه باشید کـه هـر دوی ایـن دو نوع شخصیت کاملا طبیـعـی و نـرمـال می بـاشـد. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونـگرایان به سوی جهان ذهنی و غیر عینی. شــما با آگـاهـی یـافـتـن از خـصـوصیات شخصیتی هر دو گروه قادر خواهید بود با شناساییشان رابطه بهـتـری بـا آنـهــا برقرار سازید:

● ویژگیهای شخصیتی برونگرا

۱) علاقه مند به وقایع پیرامون خود.
۲) رو راست و معمولا پر حرف.
۳) عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه میکند.
۴) اهل عمل و پیشقدمی در کارها.
۵) بسهولت دوستان جدیدی یافته و یا با یک گروه خود را وفق میدهد.
۶) افکار خود را بیان میکند.
۷) علاقه مند به افراد جدید.
۸) بزرگترین وحشت وی آن است که نکند پس از یک فاجعه هولناک آخرین بازمانده بشـر روی زمین باشد (ترس از قطع ارتباط با دنیای خارج و مردم.) تنهایی برای وی بسیار آزار دهنده میباشد.
۹) از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی میگیرند.
۱۰) خوش مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.
۱۱) ریسک پذیرند، سریع تصمیم می گـیـرند، اجتماعی هستند، درک آنها آسان است، شخصیت آنها در خلوت و حضور دیگران یکسان است، معاشرتی هستند.
۱۲) پس از آنکه حرف خود را زدند به گفته خود می اندیشند. علاقه مند به کار گروهی. نقل هر مجلس می بـاشنـد. موسیقی با صدای بلند و فعالیتهای هیجان انگیز را بیشتر دوست دارند.
۱۳) رنگهای روشن را بیشتر دوست دارند. بیشتر از اعمال دیگران خشمگین میگردند تا خودشان. اطلاعات شخصی خود را بسادگی با دیگران قسمت می کـنند. رویکرد سریع الوصول را بیشتر ترجیح می دهـنـد. تنها از روی تجارب زندگی خود درس می گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.
۱۴) ۵۷ الی ۶۰ درصد از جمعیت را تشکیل میدهند.
الــبته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد یک برونگرا ممکن است اعتماد بنفس پایینی داشته باشد.

● ویژگیهای شخصیتی درونگرا

۱) علاقه مند به احساسات و افکار خودشان. نیاز به داشتن قلمرو شخصی. کـم حرف، ساکت و متفکر.
۲) دوستان زیادی ندارد. در ارتباط برقرار کردن با افراد جدید مشـکل دارد. عـلاقـه مـند به سکوت و تمرکز. از دید و بازدید های غیر منتظره و ناگهانی بیزار است.
۳) کارایی وی در تنهایی بیشتر است. بـزرگترین وحشت وی آن اسـت کـه در یـک جــمع شلوغ قرار گیرید. ترس از آنکه فردیت خود را از دست بدهد. از فـعالـیتهای انفرادی انرژی میگیرد.
۴) در بیـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته می کنـد. بـیشتـر از دسـت کـرده خـودشـان خشمگین میگردند تا دیگران. معمولا کمرو هستند. درکشان مشکل است. اهـل ایــده و عقاید نو.
۵) شـخصیتی مـتمایز در خلوت خود و در حضور دیگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـی می باشند. معمولا احساساتشان را بیان نمیکنند. در جـمع نا آشنا ساکت اما در جمع دوستان خود راحت می بـاشنـد. تـمرکزشان قوی است. برای تصمیم گیری به زمان نیاز دارند.
پیش از حرف زدن می اندیشند.
۶) از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران ممانعت میکند.
مایل به رویکــرد آهسته اما دقیق می بـاشد. بـا مشـاهـده درس می آموزد (عـبــرت از دیگران) و پس از آموختن روش زندگی، زندگی خود را آغاز میکند.
۷) ۲۵ الی ۴۰ درصد از جمعیت را تشکیل میدهند.
این خصوصیات هیچ ارتباطی با کمرویی درونگرایان ندارد ممــکن است آنها خیلی هم با اعتماد بنفس باشند. %۶۵ نوابغ را درونگرایان تشکیل میدهند.

افراد را از لـحاظ آنکه چگونه اطلاعات کسب میــکنند به دو گروه حسگر و الهام گر میتوان تقسیم کرد:

● حس گرها
تــمرکز بر دنـیـای فـیــزیکی، با حواس پنجگانه خود زندگی می کنـنـد، شـواهــد عینی و محسوس را می بینند، علاقـــمند به آن چه که هست، واقع بین، عملگرا، درک جزئیات، تنها بدیهیات و مشهودات را میبیند، در زمان حال زندگی میکند، نیاز به دانستن حقایق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه کار و سنتگرا، لذات فیزیکی را بیشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جای جنگل درختان را می بیند، معمولا بانکدار، پلیس، ورزشکار، جراح و خلبانان جزو این گروه میباشند. علاقه مند به درک جزئیات.
● الهام گرها
تمرکز بر جهان معنوی و ذهنی، از حس ششم، ندای درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده میکنند، انتزاعی، علاقــمند به آنچه که می تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خیالباف، علاقه مند به درک مفاهیم و کلیات، ماوراء امور را می نـگرد، از قیاس، استعاره و تشبیه استفاده می کند، بیشتر در گذشته و آینده سیر می کـند، تئوریسین و متفکر، اصـیل و پیچیده، علاقمند بـه چیزهای جدید و غیر متعارف،شکاک. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فیلسوفان جزو این گروه میباشند. جای درختان جنگل را میبیند. اکـنـون مـی تـوان افـراد را از لــحـاظ شـیوه تصـمیـم گـیـریشان بـه دو گروه انـدیشـه ورز و احساسی تقسیم بندی کرد:
▪ اندیشه ورزان
به واقعیت ارزش می نهد، در تصمیم گیری از منطق استفاده میـکند، علاقمند به اهداف و ایده ها، متوجه استدلال غلط دیگران می شود، پیروی از ذهن عقلگرا، صـادق در بیان افکارشان، نسبت به دیگران سختگیر، رفتارشان با دیگران عدالت آمیز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بی احساس میزنند، حرفهای دیگران را بدل نمی گیرند، عینـی، منتقد، جو رسمی و مبتنی بر منطق را ترجیح میدهنـد، بــی احساس، ارزیابی دیگران برمبنای قوه درکشان میباشد، مهندسان، دانشمندان و مدیران جزو این گروه میباشند.
▪ احساسی ها
ارزش نهادن به هارمونی، در تصـمـیم گـیری خـود از احسـاسـات فـردی خـود اسـتـفـاده میکنند، هنگامی که دیگران احتیاج به کمک و پشتیبانی دارند متوجه آن می گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتی خود زندگی میکنند، معـمولا حقیقت را پنهان میکند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نکنند، مهربان با دیگران، رحیم و بـخشـنــده نسبت به دیگران، به آنها برچسب احساساتی و ضعیف و سست میزنند، حرفهای دیگران را بدل میگیرنـد، ذهنی، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجیح می دهـنـد، نـازک نارنجی، ارزیابی دیـگران بر مبنای اخلاقیات، علاقمند به دیگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و کشیشها در این گروه قرار دارند.حال مـی توان افراد را از لحاظ آنکه زندگی خود را چگونه میگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگی به دو گروه انتخابگر وسبکباران تقسیم بندی کرد:
▪ انتخابگران
مصمم، سریع تصمیم میگیرند، زندگی را استوار و قابل کنترل می کـنـنـد، پروژه ها را به سادگی به اتمام می رسـانـد، سـازمـان یـافـته و منظم، جدی، قابل پیشبینی، از زمان بندیها و جداول زمانی بعنوان راهنما سود می برد، از امور غیر مترقبـه بــیزار می باشد، سخت کوش، تـمایـل دارد کـارها را هر چه زودتر بـه پـایـان بـرسـانـد، وظیـفـه شـنــاس و مسئولیت پذیر است، میتواند خیلی کوته فکر نیز باشد.
▪ سبکباران
پیش از تصمیم گیری ابتدا به شرایط خو گرفته و اطلاعات گرداوری می کـنـد، زنـدگــی را انعطاف پذیر و بدون تنش سپری می کند، ترجیح میدهد پــروژه را آغاز کند اما معمولا آن را به اتمام نمی رساند، در هم ریخته و بی نظم، بی خیال، هر کـاری پیـش بیاید انجام میدهد، با فراغت خاطر کامل کارها را به انجام میرساند، از اتـفاقات غافلگیر کننده و غیر منتظره لذت میبرد، دمدمی مزاج است، پشت گوش انداز، بیش از حد روشنفکر اسـت، بی مسئولیت و وظیفه نشناس، غیر قابل پیش بینی، از قـوانـیـن بـیزار و خواهان آزادی است.


برچسب‌ها: درونگرا و برونگرا

تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 16:56 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

خارج شدن روح از بدن با روش طناب

این روش یک ابداع فکری از روبرت مونرو است. روش خیلی موثری است. ولی هر روشی هر چقدر هم نو و خلاق باشد، باز هم چیزی را می طلبد و آن آمادگی شماست. آمادگی فکری تدریجا حاصل میشود ولی آمادگی جسمی موضوعی است که من الان آن را باشما درمیان میگذارم. قرار دادن جسم در حالت رهایی و سنگینی یکی از رازهای موفق شدن در هر روشی میباشد. تکنیک رسیدن به این حالت را هم به شما یاد خواهم داد. تمرکز فکر هم نیاز دیگری است که مطلق نیست و ما در این روش به آن نیاز نسبی داریم و آن هم تدریجا به درجه بالاتری ترقی خواهد کرد بدون اینکه حتی آن را احساس کنید. تمرکز فکر در حالت بالا که حالت رهایی کامل بدن و احساس سنگینی میباشد به راحتی قابل تقویت است. برای شروع یک مکان تاریک یا نیمه تاریک انتخاب کنید و مطمئن شوید که مکان کاملا ساکتی است. به وضعیت خوابیده قرار بگیرید بطوریکه سرتان به سمت شمال و پاهایتان به سمت جنوب باشد. لباستان کاملا راحت باشد. اکنون برای قرار گرفتن در وضعیت رهایی کامل بدن و سنگینی مراحل زیر را اجرا کنید:

۱. چشمانتان را ببندید. اکنون تک تک قسمتهای بدنتان را منقبض کنید و پس از ۱۰ شمارش آنها را رها کنید. ابتدا پاها بعد دستها، شکم، چشمها، و سر و گردن. برای قسمت آخر میتوانید سرتان را به ارتفاعی ۱۰ س.م از زمین نگهدارید و به محض انتهای شمارش آن را رها کنید.

۲. پس از انجام مرحله اول ۲۰ نفس خیلی عمیق بکشید و سعی کنید بدنتان را بیشتر از قبل در حالت آرامش و رهایی قرار دهید. به تنفستان فکر کنید. سعی کنید بدنتان سنگین شود. بعد از آن خیلی عادی نفس بکشید.

 

بعد از اینکه مراحل بالا را انجام دادید روش طناب روبرت مونرو را ادامه دهید.

روش طناب:همانطور که درحالت خوابیده هستید و چشمانتان بسته است تصور کنید که یک طناب از سقف آویزان است و سر طناب در نزدیکی شما است. حالا اینطور تصور کنید که طناب را گرفته اید و همانطور که به حالت خوابیده هستید بالا و بالاتر میروید. نیازی نیست حتما طناب را ببینید. با تمام وجود احساس کنید که طناب را با دستهای خیالی خود گرفته اید و از آن بالا و بالاتر می آیید. نکته مهمی که در این روش وجود دارد اینست که شما باید خودتان باشید. یعنی در حالیکه که از طناب بالا و بالاتر میروید نظاره گر نباشید بلکه کالبداختریی باشید که در حال بالا رفتن از طناب است. و تا میتوانید از این طناب خیالی بالا و بالاتر بروید و تا میتوانید از جسمتان دور شوید. در صورتی که جسمتان کاملا آماده باشد میتوانید حتی در اولین بار برونفکنی کالبداختری را تجربه کنید. سعی کنید هر روز یکبار این تمرین را انجام دهید تا به ذهن و جسمتان تمرین دهید و آنها را آماده و آماده تر کنید.  

 

اگر موفق نشدید این کار را ادامه دهید، حتما به نتیجه خواهید رسید.


برچسب‌ها: خارج شدن روح از بدن با روش طناب

تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 16:53 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

مراکز انرژی و چاکراها


دو سیستم عمومی فیزیولوژی  در بدن شناخته شده است ،گردش خون و سیستم عصبی  توسط رگهای خونی در تمام بدن حتی زیر پوست ها جریان دارند و وظیفه شان سوخت و ساز  بدن و رساندن مواد غذائی و اکسیژن به سلول و اندامها و دفع گازکربنیک  و مواد زائدند . مرکز آن در  قلب است و به وسیله دو سیستم متفاوت سرخرگ و سیاهرگ وظیفه شان را انجام می دهند .سیستم عصبی نیز در همه جای بدن  منشعب شده اند . وظیفه شان تبادل پیامها و اطلاعات و هماهنگی کلیه اعمال عالی وجود ماست. مرکز آن در مغز قرار دارد و به وسیله طناب نخاعی در امتداد ستون فقرات و اعصاب دوگانه سمپاتیک و پاراسمپاتیک وظیفه اش را اعمال می نماید. این دو سیستم عمده به کمک کالبد شکافی پزشکی بخوبی شناخته شده اند .

نهانگرایان ، روشن بینان علوم باطنی و استادان باستانی یوگا،طب سوزنی ، چی کونگ ، آیوررودا و برخی علوم کهن دیگر پرده از راز درونی سیستم دیگری بنام سیستم انرژی ها گشوده اند .

این دانش های کهن و بسیار دقیق معتقدند که یک سیستم انرژیک در بدن انسان وجود دارد که امروزه در غرب تحت عنوان rieki  شهرت یافته است .rie به معنای انرژی جهانی و ki هم جزئی از آن انرژی می باشد . که در چین به آن چی(chi) ،در مسیحیت ، ایت (iyht) یا روح القدس ،جادوگران قبایل بدوی بدان مانا(mana) و یوگی ها بدان پرانا (prana) و پژوهشگران روسی نام آن را انرژی پلاسمای حیاتی (bioplasmic energy) گفته اند. بسیاری از مواقع خود ما نیز  وجود چنین انرژی هایی  را احساس می کنیم در انجیل مرقسس a160 می خوانیم . دستان خود را بر بیماران نهید ، آنان شفا خواهند یافت .

آزمایشات و تحقیقات بسیاری وجود چنین انرژی هائی را در بدن ثابت می کند خصوصا گسترش کاربرد طب سوزنی که دقیقا بر اساس یافته های گردش چنین انرژی هائی در بدن است این امر را اثبات نموده است . محقق بزرگ ژاپنی یوکوهاما موفق به ساخت دستگاهی شده است که جریان چنین انرژی را در بدن انجام می دهد . وقتی شخصی با تمرینات مدیتیشن ، یوگا و تمرکز یا نیایش های روحانی انرژی درونی خود را فعال می کند دستگاه حساس فوق آن را ثبت می نماید.

همچنین، یوگا ، بعنوان یک دانش کهن ولی بسیار دقیق و اعجاب انگیز بطرزی ظریف و روشن پرده از راز انرژی برداشته است .

یوگا اگر چه دارای آموزش های گسترده ومتنوع است اما در این خصوص در شاخه ای به نام کندالینی یوگا بطور خاص به این شگفتی می پردازد.جالب است بدانیم مسیر این انرژی نیز دو قطبی است ، کانال های انرژی که نادی نامیده می شوند در تمام بدن انشعاب یافته اند و بصورت کانال های مثبت و منفی به نام های آیدا و پینگالا و یک جریان سومی نیز به نام سوشو منا که از بینشان می گذرد ، به انتقال این انرژی ها می پردازد.

وظیفه این سیستم حفظ انرژی حیاتی در وجود ماست و مرکز آن در پائین ترین قسمت ستون فقرات قرار دارد. و به موازات ستون فقرات بالا می آید و تا انتهای سر دارای هفت میدان و مرکز است . این میدان های انرژی ، چاکرا (charka) نامیده می شود چاکراها مراکزی هستند که انرژی ها در آن جا مرکزیت می یابند و فعال کردن آنها خصوصیات متفاوتی را ظاهر می سازد. تمرینات و تکنیک هائی که می تواند این مراکز را فعال سازند متعدد و ویژه هستند و نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال است. توانائی و قدرت های حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها ، کرامت یا سیدهی (sidhi)  نامیده می شود و به معنای قدرت های روحی است در پوستر و جدول فوق خصوصیات مراکز چاکراها بطور خلاصه فهرست شده است.

 

چاکرای اول : مولادهارا          Mooladhara

منطقه: بین معقد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)

مانترا: لام (lam)

رنگ : قرمز تند

عطر: درخت سدر – درخت میخک

نت:دو

صدا:C

موسیقی :UH

وظیفه : جوهره فیزیکی

غدد مرتبط : فوق کلیوی که آدرنالین تولید می کند

عضو وابسته: استخوان ها ،دندان ها، ناخن ، پا ،روده،مقعد، پروستات

شکل : نیلوفر چهار پر

تاثیرات: سبکی – سخنوری- روحیه شاد- لذت طلبی – نیروی جنسی – نغمه سرائی – نادانی و دید مادی

جهت حرکت : به سمت پایین

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد (جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : مادی Phisycal Body

 عوارض احتمالی اولیه: توجه به مسائل مادی و خواهش های نفسانی

 حرکات یوگا :Asanas

نشست صحیح (Staff Posture) – پروانه (boundangle) – پل (bridge)  - خرچنگ (crab) – نیم فشار پا (half wind relieving)  - فشار پای کامل (fullwind reliving ) – ملخ (locust) – جنین (child) – نیم هلال ماه (half warior)

 تنفس :Pranayama

دم آهنگری (بهاستریکا)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آگچاری مودرا ( خیره به نوک بینی ) – مولاباندا ( فل عجان یا دهانه رحم)

 

 

 چاکرای دوم : سواد هیستانا Swadisthana

منطقه : انتهای ستون فقرات 1 تا 12 اینچ زیر استخوان خاجی

مانترا: Vam وم

رنگ: نارنجی

عطر : روغن Ylang – ylang  جوب صندل

نت : ر

صدا : D

 موسیقی : ooo

وظیفه : تولید مثل جنسی

غدد مرتبط : پروستات ،گنادها

عضو وابسته  : کلیه ها ،مثانه ها ، اسپرم ها ،مایعات بدن ، اعضای تکثیر شونده

شکل : نیلوفر شش پر

تاثیرات : گفتار شیرین ، رهائی از خشم و پرخاشگری ،زدودن جهل،علاقه به خواب و سستی ،تحریک جنسی ،خاطرات

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد (عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : عاطفی (اثیری ) emotional etheric

 عوارض احتمالی اولیه : تحریک و تزلزل امور جنسی و احساسی – بروز عقده های گذشته و سرکوب نیاز ها تردید و دودلی

حرکات یوگا : Asanas  حرکت قایق

مارکبری (cobra) – ایق به روی سینه (boat) – کشش پشت نشسته (seated forward bend)  - کشش کامل خوابیده پروانه (supinebund angle) – حالت سگ (dog) – گربه (cat) –حرکت سگ (puppy dog)- خم به جلو نشسته پاهای باز (seated angle)- خرس تعادلی (balancing bear) – قورباغه (frog)

تنفس: Pranayama

اودیانا

 مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آشوینی مودرا – در زنان ساها جولی (انقباض عضلات داخلی واژن و در مردان (واجرولی مودرا (انقباض و بالا کشیدن دستگاه تناسلی و شکم به بالا )

 

 

چاکرای سوم : مانی پورا     Manipora

منطقه : در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف ، پشت شکم

مانترا : RAM   رم

رنگ: زرد – طلائی

عطر : اسطو خودوس bergamot

نت: می

صدا: E

موسیقی : OH

وظیفه : ساختار وجودی

غدد مرتبط : پانکراس

عضو وابسته : شکم، معده ، کبد ، طحال ، دستگاه گوارش ، صفرا ، سیستم عصبی خودکار

شکل : نیلوفر ده پر

تائیرات : خلق کردن ، رهائی از بیماری ، غلبه بر تنش کشف گنجها، شهامت و جسارت

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : ستاره ای astral

عوارض احتمالی اولیه : ناباوری به جریانات طبیعی ، احساس تسط ، عدم امنیت

حرکت یوگا : Asanas

کمانی (bow) – کشش پشت نشسته (seated forward bend ) – قایق از پشت (upward boat)  - خط کش از پشت (inclined plane ) – قهرمانی 1 (warrior I) – قهرمانی 2 (warior II) – نیم چرخ (half circle ) 

 تنفس : Pranayama

تنفس شکمی – تنفس درخشش جمجه ( کاپالا بهاتی ) – تنفس سگ – تنفس سگ و گربه – اودیانا

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

یوگانیدرا – فشار و ماساژ همزمان انگشت دست راست به روی ناف و دست چپ به پشت مقابل ناف .

 

 

 

چاکرای چهارم : آناهات       Anahata

 منطقه : در پشت و بین دو کتف مابل جناغ سینه بالاتر از قلب

مانترا : yam  یم

رنگ : سبز ، صورتی

عطر : روغن گل سرخ

نت: فا

صدا : F

موسیقی: AH

وظیفه : عشق خالص

 غدد مرتبط : تیموس

عضو وابسته : قلب ،قفسه سینه ، پوست ، گردش خون ، حفره شکم

شکل : نیلوفر دوازده پر

 تاثیرات : راه دل – صلح – عشق خالص – هنر ، ادبیات – خوانندگی ، شفا بخشی – موسیقی – بر آوردن آآرزوها

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : ذهنی mind

عوارض احتمالی اولیه : در جستجوی پاداش ، تا حدی احساس دوروئی ، عدم پذیرش راحت عشق دیگران

حرکات یوگا : Asanas

ماهی (fish) – یوگا مودرای ایستاده (standing yoga modra )  - کاپوت (pigeon ) – شتر (camel ) – انبساط سینه ایستاده (standing back bend) – مثلث 90 درجه با حالت سلام و چرخ (prayer twist )

تنفس : Pranayama

تنفس سینه ای – تنفس زنبوری

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص:

فشار دست و ماساژ بین دو کتف در پشت آناهات – اجاپاجا پا

 

 

 

چاکرای پنجم: ویشودهی  wishuddhi

 منطقه : پائین و پشت مهره گردن ، بین گودی گلو و حنجره

مانترا : hum  هام

رنگ : آبی کمرنگ

عطر : مریم گلی ، اوکالیپتوس

نت : سل

صدا : G

موسیقی : EYE

وظیفه : بیان ، بودن

غدد مرتبط : تیروئید

عضو وابسته : گردن ، گلو ، فک ، گوش ، صدا ، نای ، ریه ، مری ، بازوها

شکل : نیلوفر شانزده پر

تاثیرات : خروج کالبد اختری ، رازجوی ، تله پاتی – رفع سموم بدن ، غلبه بر گرسنگی و تشنگی

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ :  زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت)

هفت بدن : روحانی Sprit

عوارض احتمالی اولیه : قضاوت از روی ترس و عدم پذیرش ، پر گوئی ولی احساس می کند منظورش را نتوانسته بیان کند .

حرکات یوگا : Asanas

ماهی (fish)- نیم ایستادن روی شانه (half sholder stand ) – گاو آهن (plow)- انبساط سینه ایستاده (standing back bend )   - شتر (camel)

 تنفس : Pranayama  تنفس شانه ای

تنفسشانه ای – تنفس روحی (اوجائی) – تنفس سگ و گربه

 مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

کچاری مودرا (قفل زبان و کشیدن زبان به سقف دهان ) – جالانداباندا (قفل چانه )

 

 

چاکرای ششم : آجنا       Ajna

منطقه : بین دو ابروان ، بالاتر به پهنای یک  بند انگشت بالای پل بینی و جلوی سر

مانترا: (کشام )OM اُم

رنگ: نیلی،بنفش

عطر:نعناع،یاسمن

نت:لا

صدا:A

موسیقی:AYE

وظیفه:دانش هستی

غدد مرتبط:هیپوفیز صنوبری

عضو وابسته:صورت، چشم، گوش، بینی

شکل:نیلوفر دو پر(96 پر)

تاثیرات:روشن بینی –  درک عالی و حس خروج روح از بدن – چشم خدا

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ : زن (جهت عقربه ساعت) مرد( عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : کیهانی Cosmic

عوارض احتمالی اولیه: تردید در مسائل روحی و تغییر ، گرایش به استدلال و اثبات عقلی و علمی امور ، گرایش به پذیرش مشاهدات سطحی

حرکات یوگا:Asanas

جنین (Child) – سرزانو (seated head to knee) – مثلث کناری (pyramid/runners stretch) – سرزانو با زاویه باز (side seated angle )

تنفس : Pranayama

تنفس درخشش جمجمه (کاپالابهاتی )  - تنس با یک بینی (سوخ پراک ) – تنفس زنبوری (بهراماری) – تنفس منقار کلاغ (کاکی)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص:

تراتاگا ( خیره شدن به شعله شمع و خیره شدن به چشم سوم) – ماساژ بالا و بین دو ابروان مورچاپرانایام – یونی مودرا – شامبا هاوی مودرا – مدیتیشن و مراقبه

 

 

چاکرای هفتم : ساهاسارا   sahasara

منطقه : بروسط سرومغز تاج سرقرار دارد

مانترا : om ام

رنگ : بنفش و سفید

عطر :olibanum  نیلوفر

نت: سی

صدا:B

موسیقی : EEE

احساس سرخوردگی ، عدم غلبه برترس و اضطراب

وظیفه : وجود مطلق و خداگونه گی

غدد مرتبط : صنوبری (کاجی شکل ) و مخاطی

عضو وابسته : مغز ،مخچه

شکل : نیلوفر هزار پر

تاثیرات : خالصترین حالت بودن ، آرامش مطلق ، اتحاد کامل و

جهت حرکت : بالا 

مسیر ماساژ : زن ( عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت  )

هفت بدن : نیرو انائی Nirvana

عوارض احتمالی اولیه : ناتوانی در درک نیرو و اتحاد کیهانی .

حرکات یوگا Asanas

یوگا مودرا نشسته دست بالا (seated yoga mudra) –ایستادن روی سر (head stand ) – حالت کوه ایستاده (mountain) – نیم ایستادن روی سر (half head stand)

تنفس : Pranayama

درخشش جمجمه (کابالا بهاتی)

مودرا، باندها و تمرینات مخصوص :

مدیتیشن و مراقبه

 
   


برچسب‌ها: مراکز انرژی و چاکراها

تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 10:5 | نویسنده : یوسف سلطانلو |

روش وارد شدن به همزاد ( کالبد شبح مانند خود )

 

دراز بکشید و خود را رها کنید تا عضلات شما شل شود،همانطور که در تکنیک قبل گفته شد.

این بار تصور کنید که یک کالبد شبح مانند از خودتان در ارتفاع دو متری  در بالای بدن جسمانی شما شناور است.

باید تصویری که از کالبد شبح مانند خود ساخته اید کاملاً پایدار باشد و به صورتی در هواشناور باشد که با بدن جسمانی شما موازی باشد.

قدم بعدی این است که آگاهی خود را به کالبد شبح مانند خود انتقال دهید.

برای این کار قویاً تجسم کنید که:

 اگر در محل کالبد شبح مانند خود بودید ، اطراف خود را به چه شکلی می دیدید.

احساس شناور بودن را تجسم کنید.

تجسم کنید که اطاق از آن نقطه جدید چگونه به نظر می رسد.

ذهن خود را درون این بدن دوم نگه دارید و نگذارید که بین کالبد شناور و کالبدی که در بستر خوابیده رفت و آمد کند.

بعد از مدت کوتاهی که این کار را ادامه دادید متوجه می شوید که آگاهی شما واقعاً به کالبد شبح مانند انتقال پیدا کرده و شما واقعاً می توانید اطاق را از آن زاویه نگاه کنید.

بدون فکر کردن به بدن جسمانی خود، بخواهید که از بدن جسمانی خود دور شوید،تا احتمال بازگشت ناخواسته به بدن جسمانی را کم کنید.


برچسب‌ها: روش وارد شدن به همزاد , کالبد شبح مانند خود

تاريخ : یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ | 9:51 | نویسنده : یوسف سلطانلو |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.